تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
آب آن از قنات ورود ، و شهر در جلگه واقع . در هنگام خروج حسن صباح از جملهء قلعه‌هاى مستحكم ملاحده بود و هنگام عبور هلاگو از جيحون و ورود به خراسان ، اول آنجا را محاصره كرده و پس از فتح ويران نمود . ثانيا در اين اواخر شهرى بنا كرده‌اند كه موسوم به « سلطان آباد » است . حصار و بروج با حصانت دارد و مىتوان آن را از شهرهاى معتبر ايران شمرد . لكن چندان وسعت ندارد . با حصار شهر نيشابور برابر مىشود . بلوكات‌آباد در ايالت ترشيز است . در جميع ولايت چه شهر چه بلوكات ميوه فراوان است . از جملهء ميوه‌جات آن آلوى بخاراست كه به كل ايران و خارجه مىرود و انگور و انار و انجير و كشمش سبز ترشيز معروف است . در كوه سرخ كه بلوكى است معتبر ، آب‌غورهء بسيار ممتازى به عمل مىآيد كه به هندوستان و بسيارى از ممالك خارجه مىبرند . ترياك و ابريشم و تنباكو در ايالت ترشيز به عمل مىآورده‌اند . راهى از هرات به اين ايالت هست و راه ديگر از تربت حيدريه و يك راه نيز از نيشابور . و مسافت ميانهء ترشيز و تربت حيدريه چنان‌كه ذكر شد هشت فرسخ است . قريهء كشمر در نزديكى شهر ترشيز واقع و سروكشمر منسوب بدان قريه است . و عقيدهء عجم كه معتقد به نبوت يا ولايت زردشت‌اند اين است كه سرو كشمر را زردشت از بهشت آورده و به طالع سعد كاشته است و حكيم فردوسى گويد :
يكى شاخ سرو آوريد از بهشت * به پيش در شهر كشمر بكشت
بعضى شعر را نسبت به دقيقى مىدهند و عقيدهء حمد الله مستوفى اين است كه سرو كشمر را جاماسب حكيم كاشته است . به‌هرحال متوكل عباسى هنگام عمارت جعفريهء سرمن راى كه مشهور به سامره است به طاهر بن عبد الله بن طاهر ذو اليمينين كه در آن وقت حاكم خراسان بود فرمان داد كه آن درخت را قطع نمايد و تنهء آن درخت را به گردون و شاخه‌هاى آن را نمد گرفته بر شتران بار كرده به بغداد فرستد و جمعى از مجوس پنجاه هزار دينار مىدادند كه درخت را قطع ننمايند . طاهر بن عبد الله به جهت امتثال امر خليفه قبول نكرد . به قول مؤلف تاريخ جهان نماى تا سال دويست و سى و دو هجرى از عمر آن درخت يك هزار و چهارصد و پنجاه سال گذشته بود و در اين سال متوكل خليفه شد . بنابراين قول و اين‌كه گفته‌اند چون اين درخت را به يك منزلى جعفريه رسانيدند