تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
مىكوشيد و به جهت رعايت زوار و مسافرين و بسط يد و سفره و بذلى كه داشت از هر جانب رو به‌طرف او مىنمودند و ملل مختلفه را يكسان رعايت مىنمود و در سفرهء خود مىنشاند مگر هندوها كه غذاى غير را نمىخوردند هر وقت مهمان او بودند وجه نقد مىداد كه خود ايشان ترتيب اغذيه براى خود نمايند . خلاصه براى آن‌كه اسحاق خان را رفتارى متين بود صيت او مقرون اسماع گرديده مهابت او در دلها جا گرفته ملقب به « سردار خراسان » شد . و امراى خراسان از او حساب مىبردند . و در اعتلاى لواى خاقان صاحبقران فتحعلى شاه مغفور گاهى اظهار مطاوعت مىكرد و گاهى دم از استقلال مىزد و شاهزاده محمد ولى ميرزا كه در آن وقت فرمانفرماى خراسان بود به استمالت او مىپرداخت و ابواب مصادقت از جانبين باز مىشد . و چون رفع او مكنون خاطر شاهزاده بود باز زمانى استشمام اين رايحه نموده غوايل كدورت راه مسالمت را مسدود مىساخت تا عاقبت شاهزاده فريدون ميرزا در سال هزار و دويست و سى و يك هجرى اسحاق خان را با ولد ارشدش در مشهد مقدس به قتل رسانيد و ساير اولاد او كه بعضى در شهر و برخى در خارج بودند بناى شرارت و عصيان نهادند . اين فقرات معروض حضرت خاقانى گرديد . محض استرضاى خاطر اسحاق خان و شمول عواطف بىكران دربارهء ايشان ، شاهزاده محمد ولى ميرزا را از حكومت خراسان معزول و شاهزاده حسنعلى ميرزا را به فرمانفرمائى منصوب نمود و اولاد اسحاق خان را دواعى وحشت مبدل به سكونت شده به امر حضرت خاقان در تربت حيدريه به حكمرانى مشغول شدند .

تربت جام :

مقصود جام است و در حرف جيم بيايد .

ترشيز :

شهرى است در مملكت خراسان در ايالتى كه به‌همين اسم معروف است . در شمال طبس واقع و با طبس هم خاك است و در صد و بيست هزار ذرعى سمت جنوب غربى شهر مشهد مقدس مىباشد . ايالت ترشيز نيز چون ايالت تربت و شهر نو حاصلخيز است . شهر ترشيز كوچك و از قرار مذكور از بناهاى بهمن بن اسفنديار است . اين بلد صفت گرمسيرى دارد
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 672 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى