تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
خلاصه به جهت انجام اين مقصود وجهى معتدبه اسحاق خان از نجفقلى خان دريافت كرده به تربت آمده به‌جاى كاروانسرا قلعه‌اى مربع بساخت . و در ميان ملازمان نجفقلى خان نفاق انداخته تخم عداوت او را در دل ايشان كاشت تا لابد يك نفر از ايشان او را مقتول نمود و پسرهاى او براى اين‌كه به روز پدر گرفتار نشوند فرار كردند . و نفاق هرچه در طايفهء قراتاتار زياد شد موجب ازدياد شوكت اسحاق خان گرديد . زيرا كه هركس مقهور قدرت ديگرى مىشد ، پناه به اسحاق خان مىآورد . تا آن‌كه زادهءشبان به جهت حزم و تدبير يكى از رجال مقتدر خراسان گرديد و از افغانستان نيز به او كمك و امداد رسيد و كمال خوش‌رفتارى او با زيردستان و آسايش تبعهء او مايهء توسعهء متصرفات او مىشد و احدى را ممكن نبود كه اجحافى نسبت به تابعين او نمايد . پيوسته در رفاهيت تبعهء خود مىكوشيد و آنى به غفلت نمىگذراند و كار او بالا گرفته بود . چنان‌كه يك نفر از سياحان فرنگ نوشته است ، قبل از استيلاى مرحوم آقا محمد شاه بر خراسان ، وسعت متصرفات اسحاق خان از طرف شمال تا دروازه‌هاى شهر مشهد زياده از صد ميل بوده و از جانب جنوب تا كوه قاف را در تصرف داشت و ماليات گزافى مىگرفت و شش هزار نفر استعداد عسكريهء او بود و همسران او از او انديشه مىنمودند و تدابير او را منتج نتايج مفيده مىديدند . و او علاوه بر مالياتى كه مىگرفت هم منافع زراعتى داشت از ملكهائى كه زرخريد او بود و هم مداخل تجارتى . چه پوليتيك و قواعد تجارتى را نيز نيكو مىدانست و به كار داشت . و كليهء منافع و فايدهء او در سال صد هزار تومان بود : سى هزار تومان از تجارت و سى هزار تومان از زراعت و چهل هزار تومان از رعيت مىگرفت . و سيصد نفر شتر داشت كه به كاروانها كرايه داده ميانهء هندوستان و ايران حمل مال التجاره مىنمودند و از ميوه‌جات خشك و ساير متصرفات محصولات خود به ممالك خارجه مىفرستاد و در عوض امتعه و مال التجاره به متصرفات خود داخل مىنمود . از اينها گذشته زياد طالب علم بود و از ادبيات عربيه و فارسيه بهره‌ور و از تاريخ طوايف همجوار باخبر بود و از كسب اطلاعات هرگز خود را فارغ نمىساخت . بعد از درگذشتن رئيس طايفهء قراتاتار ، دختر او را در حبالهء مزاوجت خود درآورده چند طفل از او داشت و در تربيت اطفال خود به وجه اكمل
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 671 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى