تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
قرائى و كمتر تاجيك هستند و سكنهء بلوكات نيز به‌همين منوال است . و اصل طايفهء قرائى از عرب و مصاحب شمشيرى معروف مىباشند . مسافت شهر تربت تا ترشيز هشت فرسخ و تقريبا در نود هزار ذرعى جنوب غربى شهر مشهد مقدس و از ولايات خراسان است . يك صفحهء بزرگ از اين ولايت به واسطهء اين‌كه بلند و مرتفع است موسوم به كوهستان شده و قراى كثيره در اين كوهستان ديده مىشود . ابريشم و زعفران و ميوه‌جات و بعضى ارتفاعات ديگر آن زياد است . معتبرترين قراى كوهستان ما بين نوبندان و فراه است . بشرهء سكنهء اين ولايت تيره‌تر از بشرهء مردم ساير ولايات خراسان است . و اما قطب الدين حيدر كه اين ولايت منسوب بدوست از اجلهء عرفاء و جامع فضايل ظاهر و مراتب باطن بوده و در سال ششصد و هجده هجرى در خلافت الناصر عباسى رحلت نموده . بعضى از شعراء منسوب بدين ولايت‌اند : از مشاهير ايشان عبد الله بن محمد بن عبد الله جنيد و شمس الدين جنيدى و امير حسين كفرى است . امير حسين علاوه‌بر اين‌كه شعر را خوب مىگفته خط شكسته را نيز بسيار خوش مىنوشته است .

ذكر مجملى از احوالات اسحاق خان

اسحاق خان از اواسط الناس ايل قرائى و پدر او كه در ملازمت يك نفر از رؤساى طايفهء قرا تاتار « 1 » بود بعد از آن‌كه چندى شبانى كرده بود - نظر به جنگجوئى و جلادتى كه داشت - يك‌صد نفر را در تحت رياست خود درآورده بود . خلاصه اسحاق خان را كم‌كم بر مدارج اعتبار افزوده نجفقلى خان را بر آن داشت كه او را مأمور به ساختن كاروانسرائى در تربت حيدريه نمايد كه مسافرين در عبور و مرور از آن سرزمين رفاهيت داشته باشند . و آن وقت تربت به منزلهء دهكدهء مختصرى بود .
هامش
( 1 ) - قرا تاتار طايفه‌اى بودند كه از تركستان به همراهى امير تيمور آمده بودند و يك قسمت آنها در خراسان و قسمت ديگر در خاك عثمانى ساكن گرديده و بعد از فوت امير تيمور متفرق گشته بودند . نادر شاه خواست ايشان را جمع‌آورى نمايد . نجفقلى خان كه پدر اسحاق خان و خود او در ملازمت وى بودند هشت هزار يا هفت هزار خانواده از ايشان جمع نمود ( ا ع ) .