تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
متولد شد كه به واسطهء آن دختر هنوز اعقاب شيخ در كرمان باقى و به « خواجگان » مشهور و ارباب قلم و دانش‌اند . وفات شيخ در سال هفتصد و بيست در قريهء شبستر اتفاق افتاده . شروح عديده بر گلشن راز نوشته‌اند كه مختار آنها « شرح شيخ على لاهيجى » است .

مغربى

اسم آن بزرگوار محمد شيرين در معارف و حقايق رتبهء كمال دارند . ديوان غزليات و ترجيعات ايشان مشهور است . در زمان ميرزا - شاهرخ در تبريز وفات نموده در همانجا مدفون گرديد . اين رباعى نمونه‌اى است از كلمات ايشان :
نابرده به صبح در طلب شامى چند * ننهاده برون ز خويشتن گامى چند در كسوت خاص آمده عامى چند * بدنام كنندهء نكونامى چند

حكيم قطران

از اساتيد شعرا و از اجلهء اين طايفه است . ديوان او غالبا با ديوان استاد رودكى مخلوط ولى بر اهل سررشته معلوم است . اگرچه دولتشاه سمرقندى ، حكيم را ترمدى نوشته ولى محمد عوفى و سايرين او را تبريزى دانند . وقتى اين دو بيت را كه از توصيف هلال گريز باسم ممدوح است از يكى از شعرا شنيدم كه مىگفت از حكيم قطران است :
چون موى بند حورا چون ياره پرى * چون ناخن بريده چو ابروى مرد پير چون نيم طوق فاخته از زر ساخته * چون ماه روى زرد درخشان درفش مير

همام الدين

از مشاهير شعراى تبريز و مردى فاضل و دانشمند بوده . حكيم بزرگوار خواجه نصير الدين طوسى - ره - او را تربيت فرموده با شيخ - مصلح الدين سعدى رحمه الله ملاقات كرده و مفاوضات ايشان مشهور