به واسطهء غزلهاى شورانگيز اظهار كمال شوق به ملاقات شمس الدين مىنمود . بعضى گويند آخر الامر شمس الدين به دست علاء الدين پسر مولوى مقتول شد و برخى طور ديگر گفتهاند . بههرحال مزارى در قونيه است كه آن را مضجع شمس دانند و زيارت كنند . نيز در نسب شمس خلاف است و همهكس را مسلم نيست كه آن جناب از نژاد كيا بزرگ اميد رودبارى است . بلكه بعضى گفتهاند اصلا تبريزى و پسر يك نفر بزاز بوده و به عقيدهء جمعى آن بزرگوار خراسانى الاصل بوده . درهرحال كرامات او مشهور و به بزرگوارى معروف است . اشعارى كه به اسم شمس الدين است از جناب مولوى است و خود شمس الدين صاحب طبع نبوده . ارتحال شمس الدين در سال ششصد و شصت و يك بوده .
شاه قاسم انوار
شاه قاسم انوار از مشاهير عرفا و از مريدهاى شيخ صدر الدين بن شيخ صفى الدين اردبيلى و برخى گويند ابتدا به شيخ صدر الدين على يمنى ارادت داشته . بههرحال بعد از تكميل فضايل صورى و معنوى از آذربايجان به گيلان و از آنجا به خراسان رفته چندى در هرات اقامت داشت و با ميرزا شاهرخ و اولاد او بهطور استغنا حركت مىنمود . بعد از هرات به سمرقند رفته چندى در آنجا به سر برد . آخر الامر در قصبهء لنگر از توابع جام در سنهء هشتصد و سى و هفت رحلت كرد . ديوان غزليات و مثنويات عارفانه دارد .
شيخ محمود شبسترى
شيخ بزرگوار از اجلهء عرفا و بر كمال فضل و عرفان او رسايل نثر و منظومهء « گلشن راز » برهانى باهر است « 3 » . آن جناب معاصر با الجايتو سلطان و سلطان ابو سعيد بوده . گويند شيخ در اواسط عمر به كرمان رفته و در آنجا عفيفهاى را به نكاح خود درآورده دخترى از او
هامش
( 3 ) - شبستر قريهاى است در غربى تبريز به مسافت هشت فرسخ ( ا ع ) .