روسيه تسليم مىسازند كه براى اجراى سياستى كه در قوانين مقرر است به مملكت روسيه بفرستند .
فصل نهم :
دولتين عليتين معاهدتين اهتمام تمام در باب رعايت و اجراى شروط اين معاهده خواهند داشت . حكام ولايات و ديوان بيگيان و ساير رؤساى طرفين بيم از مؤاخذهء شديده داشته در هيچ حالت تخلف و تجاوز نخواهند كرد . بل در حالتى كه تكرار تخلف چنانكه بايد محقق شود موجب معزولى ايشان خواهد بود . خلاصه با وكلاى مختار اعلى حضرت امپراطور كل ممالك روسيه و اعلى حضرت پادشاه ممالك ايران كه در ذيل دستخط نوشتهايم شروطى را كه در اين معاهده مندرج است و از نتايج فصل دهم عهدنامه است كه همان روز در تركمانچاى اختتام يافته است و چندان اعتبار و قوت خواهد داشت كه گويا لفظ به لفظ در خود عهدنامه مرقوم و مصدق گشته است منتظم و مقرر داشتيم . لهذا اين معاهدهء جداگانه كه مشتمل بر دو نسخه است به توسط ما دستخط گذاشته به مهر ما رسيد و مبادله شد . تحريرا در قريهء تركمانچاى به تاريخ دهم فيورال سنهء يك هزار و هشتصد و بيست و هشت مسيحيه كه عبارت است از پنجم شعبان المعظم سنهء يك هزار و دويست و چهل و سه هجرى .
بعضى اشارات تاريخى متعلق به تبريز نقل از تاريخ نگارستان
چون سلطان طغرل بيك بن ميكائيل بن سلجوق در سنهء چهارصد و بيست و نه در نيشابور به تخت مسعودى نشست و اسم پادشاهى بر وى نهادند خواست تا دختر قائم عباسى را در نكاح آورد و قائم مضايقه داشت . سلطان به فرمودهء وزير عميد الملك ابو نصر كندرى دست او را از تصرف ولايت عرب كوتاه گردانيد تا نيك به تنگ آمده به وصلت رضا داد .
وزير صايب تدبير ، سيده دختر قائم را به تبريز نزد سلطان آورده در آنجا عقد بستند . سلطان خواست زفاف در رى باشد بنابراين متوجه آن ولايت شد . چون هوا گرم بود ، به واسطهء اعتدال هوا ، به رودبار قصران رفت ( همين النگه ، رودبار است كه جزء حكومت تهران است ) و در آنجا