منازعات و ادعاهائى كه ما بين تبعهء روس و تبعهء دولت ديگر اتفاق بيفتد در حالتى كه طرفين به آن راضى شوند و منازعات و ادعاهائى كه ما بين تبعهء روس و ايران واقع شود به ديوان حاكم شرع يا حاكم عرف ولايت معروض و محول مىگردد و ملحوظ و طى نمىشود مگر در حضور ترجمان وكيل يا كونسلها . چون اينگونه ادعاها كه يك دفعه موافق قانون طى شده باشد دوباره استعلام نمىشود ، هرگاه اوضاع نوعى باشد كه اقتضاى تحقيق و ملاحظهء ثانى كند ، بدون اينكه وكيل يا كونسل يا كارگزار روسيه را سابقا از آن اخبار شود ملاحظه نمىتواند شد و در اين حالت آن امر استعلام و محكوم عليه نمىتواند گرديد مگر در دفترخانهء اعظم پادشاهى كه در تبريز يا طهران باشد و كذلك در حضور يك نفر ترجمان وكيل يا كونسل روسيه .
فصل هشتم :
كار قتل و امثال آن گناههاى بزرگ كه در ميان رعاياى خود روسيه واقع مىشود تحقيق و قطع و فصل آن مطلق در اختيار ايلچى يا كونسل يا وكيل روسيه خواهد بود بر وفق قوانين شرعيه كه به ايشان در باب اهل ملت خود داده شده است . اگر يكى از تبعهء روسيه به دعوى جرمى مستلزم السياسة با ديگران متهم باشد به هيچوجه او را تعاقب و اذيت نبايد كرد مگر درصورتىكه شراكت او به جرم ثابت و مدلل شود . در اين حالت نيز مانند حالتى كه يكى از تبعهء روسيه بنفسه به جرمى متهم مىشود حكام ولايت نمىتوانند كه به تشخيص حكم جرم پردازند مگر در حضور گماشته از طرف وكيل يا كونسلهاى روسيه . اگر در اماكن صدور جرم از وكيل يا كونسلها كسى نباشد حكام ولايت ، مجرم را به جائى كه كونسل يا صاحبمنصبى از دايرهء وكالت روسيه در آنجا باشد روانه مىكنند و استشهادنامه كه در باب برائت و شغل ذمهء متهم به واسطهء حاكم و مفتى آن مكان از روى صداقت مرتب و به مهر ايشان رسيده باشد و به اين كيفيت عملى كه حكم جرم خواهد شد فرستاده شود اينگونه استشهادنامهها سند معتبر و مقبول ادعا خواهد بود مگر آنكه متهم ، عدم صحت آن را علانيه ثابت نمايد . و درصورتىكه متهم چنانكه بايد ملتزم گشته فتواى صريح حاصل شود مجرم را به وكيل يا كونسل