ميرزا ابو بكر خبر شده به جانب بغداد گريخت . در اينحال طايفهء قراقوينلو ظهور نمودند .
ذكر احوال ملوك قراقوينلو
اين طايفه چهار نفرند .
[ اول ايشان : امير قرا يوسف بن قرا محمد بن بيرام خواجهء تركمان ]
بود . بيرام خواجه بعد از وفات سلطان اويس حكومت موصل و سنجار و ارمينيه داشت و قرا محمد از امراى بزرگ سلطان احمد بود و دختر سلطان احمد را در حبالهء نكاح داشت و سردارى طايفهء قراقوينلو به دو متعلق بود . قرا يوسف پسر قرا محمد ابتدا با امير تيمور به منازعه برخاسته ولى تاب مقاومت نياورده فرار كرد و پناه به سلطان روم برد .
بعد از فوت امير تيمور با پانصد سوار به آذربايجان شتافت و از حد مصر تا كنار فرات در صد و هشتاد موضع با كوتوالان قلاع و مستحفظين حدود جنگيده بر همه غالب آمد . چون به ديار بكر رسيد نواحى آن را غارت كرد و به اخلاط ( خلاط ) رسيد . در آنجا به قوت ملك شمس الدين لواى جهانگيرى برافراشت . در آن اوان ميرزا ابو بكر بن ميرانشاه در تبريز بود از استعداد قرا يوسف آگاه شده متوجه دفع او شد . بعد از تلاقى فريقين ، كار مقاتله سه روز طول كشيده روز سيم بىسبب ظاهرى ميرزا ابو بكر شكست يافته بگريخت و در اكثر بلاد آذربايجان خرابى نموده امير قرا يوسف در هشتصد و نه هجرى با شوكت تمام به تبريز آمد و به حكمرانى و آبادانى مملكت پرداخت . در همين سال با ميرزا ابو بكر مصاف داده ميرانشاه در اين معركه مقتول شد و در سنهء هشتصد و سيزده سلطان احمد را با چند پسرش بكشت و در اندك زمانى تمامى مملكت عراق عرب و آذربايجان را متصرف شده والى شيروان را گرفته « 1 » او مبلغى خطير تقبل نموده مستخلص شد و در هشتصد و پانزده
هامش
( 1 ) - يعنى سلطان ابراهيم دربندى پادشاه شيروان .