بيك بر او غالب آمد و او را با يك پسر به قتل رسانيد .
چهارم : امير حسينعلى شاه بن جهانشاه
بعد از پدر ، صد هزار سوار [ را ] مواجب و مرسوم داد كه به انتقام خون پدر پردازد و سلطان سعيد را از خراسان تحريك كرد . ولى چون زمان انقراض دولت قراقوينلو رسيده بود فايدهاى بر آن مترتب نشده در اول سال هشتصد و هفتاد و سه درگذشت . حكمرانى اين طايفه شصت و سه سال بود .
ذكر ملوك آققوينلو
نه نفر از اين طايفه به مدارج حكمرانى رسيدهاند :
اول : ابو النصر حسن بيك بن امير على بن عثمان بن قتلغ بيك بن حاجى بيك
بعد از آنكه بساط ميرزا جهانشاه و اولادش پيچيده شد ، در ولايات اران و مغان و ارمن و آذربايجان و عراقين و فارس و كرمان حكمرانى يافت . سلطان سعيد را چون جهانشاه و اولادش مقهور كرد و از حسن تدبير و معدلت ، كار او رونق گرفت . به خاندان شيخ صفى الدين ارادت داشت چنانكه خواهر خود را به سلطان جنيد و دختر خود را به سلطان حيدر بن سلطان جنيد تزويج نمود و اين معنى بر شوكت او افزود و تا هشتصد و هشتاد و دو حشمت حكمرانى داشت در اين سال به سراى جاويد رفت . اين طايفه خود را از نسل جوجى بن چنگيز خان دانند .
دويم : سلطان خليل بن حسن بيك
در حيات پدر حكومت فارس داشت . در اواخر زندگانى حسن بيك به خواهش امرا به تبريز آمد و بعد از پدر متقلد حكمرانى شد و ايالت ديار بكر را به برادر خود سلطان يعقوب ميرزا داد . چون سلطان خليل از زيور حسن تدبير عاطل بود ، امرا به دور سلطان يعقوب ميرزا جمع شده در نواحى ديار بكر در ميان دو برادر قتال رو نمود و سلطان خليل