تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
انتقال نمود . گويند در هفتصد و هفتاد و يك در تبريز وبائى سخت شد و قريب به سيصد هزار كس را بكشت . ولى تبريز چنان معمور بود كه بعد از رفع غايله مطلقا معلوم نبود كه از جمعيت تبريز چيزى كم شده . و در سال وفات شيخ اويس آب دجله طغيان كرده چهل هزار نفر را بكشت و ناصرى بخارى در اين معنى گفته :
دجله را امسال رفتارى عجب مستانه بود * پاى در زنجير و كف بر لب مگر ديوانه بود

ذكر سلطان حسين بن شيخ اويس

بعد از پدر به اتفاق اركان دولت در تبريز بر سرير حكمرانى نشست و با بيرام بيك و قرا محمد تركمان محاربه كرد و بعضى قلاع متصرفى ايشان را گرفت و آخر كار به صلح انجاميده بزرگان تركمان بر عهده گرفتند كه سالى بيست هزار گوسفند پيشكش او نمايند . شاه شجاع مظفرى نيز لشكرى به جانب او كشيده او را منهزم و تبريز را متصرف شد و چهارماه در تبريز بود كه خبر مخالفت برادر [ زادهء ] خود شاه يحيى را شنيده به شيراز بازگشت و بار ديگر سلطان حسين از بغداد به تبريز آمده بر سرير سلطنت تمكن يافت . عادل آقا نامى در دولت او زمام همهء امور به دست داشت و خدمات به او نمود . در سال هفتصد و هشتاد و چهار به دست برادر خود سلطان احمد مقتول شد .

ذكر سلطان احمد بن سلطان اويس

سلطان احمد سفاك و خونريز بوده و در نظم شعر و علم موسيقى دستى داشته . خواجه شمس الدين حافظ شيرازى او را مدح نموده . چون سلطان حسين برادر خود را كشت ، شيخ على و پيرعلى برادران ديگر او به اغواى عادل آقا بر او شوريدند و با او محاربه كرده او را شكست دادند . بعدها سلطان احمد از قرا محمد تركمان كمك خواسته به مقاتلهء شيخ على و پيرعلى پرداخت و ايشان را بكشت و چند تن از امراى بزرگ را در آن معركه گردن زدند . عاقبت با سلطان بايزيد كه وى نيز يكى از برادران او بود ، به وساطت هوشنگ بن كاوس والى شيروان صلح نموده اما آن صلح
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 636 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى