باكستنديل « 2 » والى گرجستان مصاف كرده او را منهزم ساخت و جميع اقوام و اقارب او را بكشت . در سال هشتصد و بيست و سه متوجه عراق عجم شده قزوين و سلطانيه و طارم و ساوه را ضميمهء متصرفات خود نمود .
ولى در همين سال ميرزا شاهرخ بن امير تيمور با دويست هزار سوار از هرات به سلطانيه رسيد و در كمال خوف قصد محاربهء امير قرا يوسف داشت . از قضا امير قرا يوسف در منزل اوجان بىمقدمهء مرضى درگذشت و كسى مجال دفن و تكفين او نكرده خرگاه او را تراكمه غارت كردند و او را در خرگاه گذاشته متفرق شدند . مدت حكمرانيش چهارده سال و كسرى بود .
دويم : امير اسكندر بن قرا يوسف
بعد از پدر در آذربايجان حكمرانى يافت و مكرر با ميرزا شاهرخ مقاتله نمود ؛ در شيروان خرابيها كرد ، عز الدين شير بيك حاكم كردستان و امير شمس الدين بيك اخلاطى را بكشت ، در سنهء هشتصد و سى سلطان احمد كرد را مقتول نمود و قتل و غارت او در شيروان و مغان زياده از حد شد . در سنهء هشتصد و چهل به دست پسرش قباد درگذشت .
سيم : ميرزا جهانشاه بن قرا يوسف
به حكم ميرزا شاهرخ حكمرانى يافت و مملكت فارس و عراق و كرمان را ضميمهء مملكت موروثى نمود . در سنهء هشتصد و شصت و دو طبرستان و جرجان را متصرف شد و هم در اين سال لشكر به خراسان و هرات كشيد . در آنحال شنيد حسينعلى پسرش كه در محبس بود از حبس نجات يافته به جمعآورى اسباب تفرقهء رعايا مشغول است . لهذا با اولاد امير تيمور مصالحه نموده بهطرف تبريز بازگشت و بدخواهان را به سزا رسانيد و در مملكت او منازعى نبود تا در هشتصد و هفتاد و دو به استيصال حسن بيك آققوينلو كه دشمن قديم او بود كمر بسته حسن
هامش
( 2 ) - متن : « كشنديل » . تصحيح از مطلع سعدين . اين كلمه صورت مغلوط و محرف نام « كنستانتين » است .