تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
زنى چگونه زنى خير خيرات جهان * به زور بازوى خود خصيتين شيخ حسن گرفت محكم و مىداشت تا بمرد و برفت * زهى خجسته زن خايه‌دار و مردافكن
حكمرانى او هفت سال بود .

ذكر ملك اشرف بن تيمور تاش

وى بعد از برادر به حكمرانى پرداخت و انوشيروان نامى را پادشاه ناميده او را « انوشيروان عادل » مىگفت و خود با بزرگان و سركردگان محاربات مىنمود . آخر الامر او را در سلطانيه گذاشته خود در تبريز روزگار مىگذرانيد و به ظلم و بيداد مشغول بود . آخر قاضى محيى الدين بردعى از ظلم او آگاه شده جانى بيك خان ازبك را برانگيخت . جانى بيك خان او را در خوى به چنگ آورده در هفتصد و پنجاه و هشت هجرى بكشت . حكمرانيش سيزده سال بود و انوشيروان نيز در اين مقدمه از جانى بيك خان معاونت نمود . ولى خود نيز چندى نگذشت كه درگذشت . گويند چهارصد قطار قاطر و هزار قطار شتر جواهر و نقود ملك اشرف را كه به ظلم گرد آورده بود حمل مىنمودند و اين جمله نصيب جانى بيك خان شد . در حق او گفته‌اند :
ديدى كه چه كرد اشرف خر ؟ * او مظلمه برد و ديگرى زر

ذكر ايلكانيان

اين طايفه چهار تن بودند : اول ايشان شيخ حسن بن امير حسين بن امير آقبوقا بن امير ايلكان است . آقبوقا پس از امير ايلكان از امراى بزرگ گيخاتو خان بود و در جنگ بايدو خان كشته شد . امير حسين - پسرش - در زمان ابو سعيد در خراسان ، بزرگ طايفه بود و دختر ارغون خان را به زنى گرفت و شيخ حسن پسر او كه اول حكمران ايلكانيان است در آخر سلطنت ابو سعيد حكمرانى روم به دو مفوض بود . بعد از ارپا خان چنان‌كه ذكر شد محمد خان را پادشاه خوانده و به اتفاق قوم جلاير بر على شاه و