تلاوت مىنمايند و اهل بلد براى اين تلاوت در صحن مسجد جمع مىشوند .
خلاصه يك شب در تبريز بوديم كه فرمانى از سلطان ابو سعيد براى امير علاء الدين آمد كه مضمون اين بود كه امير روانهء خدمت سلطان شود . لهذا من هم با امير معاودت كردم و در تبريز از علما كسى را ملاقات ننمودم . . . » . انتهى
ذكر ارپا خان بن سوسه
بعد از سلطان ابو سعيد ، در واقع سلطنت مغول از استقلال افتاد و هركسى در جائى بناى سركشى نهاد و چون سلطان ابو سعيد را جانشينى نبود ارپا خان را كه از نژاد تولى خان بود به پادشاهى برداشتند « 2 » . او بهجاى تاج و كمر ، كلاه نمد و تسمه استعمال مىكرد و مىگفت درخور مردان اين است . خيالات او بد نبود و از كارهائى كه كرد اين بود كه پادشاه ازبكان را كه زمان ارتحال ابو سعيد به دربند آمده بود و بعضى بلاد آذربايجان را مسخر كرده بيرون كرد و دختر الجايتو را به مزاوجت خود درآورد . امير على شاه كه از نسل اويرات در ديار بكر بود تمكين پادشاهى وى نكرده با او محاربه نمود و ارپا شكست خورده در اوجان به دست عساكر امير على شاه مقتول شد و بعضى گفتهاند در ناحيهء سجاس دستگير شد و امير على شاه به فرمان موسى خان او را بكشت . سلطنت ارپا پنج ماه بود .
ذكر موسى خان
وى از نسل هلاگو خان است . بعد از ارپا خان امير على شاه در تبريز او را خان كرد و خود زمام كارها را به دست گرفت و امير جلال الدين حاجى ولد تاج الدين را وزير كرد . ولى چون براى امرا كار نمىكرد ، از او كناره كردند و شيخ حسن ايلكانى ، محمد خان نامى از اولاد هلاگو خان را سلطان خواند . او با موسى خان و امير على شاه به جنگ
هامش
( 2 ) - ارپا گاون از نوادگان اريق بوكا برادر هلاگو بود و ابو سعيد قبلا او را نامزد جانشينى خويش كرده بود .