تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
همين سلطان است به تبريز سفر كرده و در تحفة النظار احوال تبريز را از اين قرار نگاشته است : ابن بطوطه گويد : « . . . با علاء الدين محمد به تبريز آمده در بيرون دروازهء شهر معروف به شام منزل كرديم . قبر غازان خان پادشاه ايران در اين محل بود و بر سر قبر او مدرسهء خوبى و زاويه‌اى بنا كرده‌اند و در زاويه براى صادر و وارد طعام هست و غذائى كه صرف مىشود عبارت است از نان و گوشت و برنج كه با روغن طبخ كرده‌اند و حلوا . امير علاء الدين مرا در اين محل منزل داد و اين منزل واقع است در ميان نهرهاى جارى و درختهاى خرم . بارى ، فرداى آن روز از دروازهء معروف به دروازهء بغداد داخل شهر شديم و رسيديم به بازار بزرگى كه معروف به بازار غازان و بهترين بازارهائى است كه من در دنيا ديده‌ام . اصناف علىحده علىحده هر دسته در يك موضعى از بازار دكان دارند و با يكديگر مخلوط نيستند . از اين بازار تجاوز كرده به بازار جواهرفروشها رفتيم . از بس جواهر در اين بازار ديدم چشمم خيره شد و وضع اين بازار اين بود كه غلامهاى بسيار خوشگل كه لباسهاى فاخر پوشيده بودند و شالهاى حرير به كمر بسته مقابل تجار ايستاده جواهر به زنها مىنمودند و زنها آن جواهر را ديده زياد از آن مىخريدند و با يكديگر در ابتياع جواهر همچشمى مىكردند . خلاصه اوضاعى در آنجا ديدم كه شخص را مفتون مىنمود و بايد پناه به خدا برد از آن . از اين بازار به بازار مشك و عنبرفروشان رفتيم . همان اوضاع بلكه بيشتر از آن را در آنجا مشاهده كردم . از اين بازار نيز گذشته به مسجد جامعى كه وزير على شاه معروف به جيلان ساخته است رسيديم . در خارج مسجد طرف دست راست رو به قبله مدرسه‌اى بود و در طرف چپ زاويه كه صحن آن مفروش به سنگ مرمر و ديوارهاى آن مسجد آراسته به سنگ كاشانى صاف لغزنده و از ميان آن مسجد نهر آبى مىگذشت و انواع اشجار و درختهاى انگور پراكنده و شاخه‌هاى ياسمين در آن مسجد موجود بود و رسم اين است كه در اين مسجد هرروزه سورهء ياسين و فتح و سورهء عم « 1 » را بعد از نماز عصر
هامش
( 1 ) - غرض سورة النبا سورهء هفتاد و هشتم است كه با اين آيه شروع مىشود :« عَمَّ يَتَساءَلُونَعَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ »و به‌همين جهت به سورهء عم شهرت يافته .