اسلام قبول نمود و صد هزار مغول به تبعيت او مسلمان شدند . به عقيدهء صاحب وصاف ، دويست هزار نفر با غازان خان اسلام اختيار كردند و اين فقره در فيروزكوه اتفاق افتاد و ساير مورخين بهجاى فيروزكوه ، لار نوشتهاند . امير نوروز در ترويج اسلام و اضمحلال ساير اديان سخت مىكوشيد . پسر براق خان كه از تركستان به عزم تسخير ايران به مازندران آمده بود امير نوروز را مأمور كرده او را منهزم نمود . بعد از چندى صدر جهان از وزارت معزول و جمال الدين دستگردى وزير شد و طغاجار و بعضى امراى منافق را غازان خان بكشت و بعضى ديگر نيز به سعى امير نوروز نابود شدند . ولى چون غرور ، امير نوروز را گرفته بود و حسودان نيز سعايت كردند غازان قصد قتل او كرده وى به هرات گريخت و پناه به فخر الدين كرت برد . فخر الدين با اينكه سمت مصاهرت امير نوروز داشت و حقوق ديگر از امير نوروز به ذمه او بود راه عقوق گرفته وى را به قتلغ شاه نوئين كه مامور انجام كار او بود سپرد و قتلغ شاه ، امير نوروز را به دست خود گردن زد .
بالجمله غازان خان ظلم و بسيارى از رسوم بد را برانداخت و قواعد نيكو احداث كرد و با سلاطين مصر و شام لشكر او جنگها نموده گاهى غالب و گاهى مغلوب شد . عمارت شنب غازان تبريز را براى مدفن خود بساخت . هشت نه سال سلطنت كرده درگذشت . در تاريخ وفاتش گفتهاند :
شد از نواحى قزوين شه جهان غازان * به سوى خلد كه باد آن جهان از اينش به
به سال هفتصد و سه بد ز هجرت از شوال * به سوى خلد كه باد آن جهان از اينش به
ذكر سلطنت سلطان محمد خدابنده ابن ارغون خان معروف به الجايتو
وى را « خربنده » نيز گفتهاند . مذهب اثنى عشرى داشت و در زمان غازان حكومت خراسان مىنمود . پس از فوت غازان به تبريز آمده پادشاه شد و خواجه رشيد الدين فضل الله و خواجه سعد الدين را وزير كرد و در چمن سلطانيه شهرى بنا نموده دار الملك قرار داد و در آن شهر مساجد و عمارات عالى و مريضخانه ساخت و روى سكه ، اسامى ائمهء اثنى عشر را نقش نمود . به عبادات نهايت راغب بود . گنبد سلطان خدابنده كه نهايت