داشت به بنات و بنين بزرگان و غيره دستاندازى مىكرد . لهذا بزرگان با بايدو اغول متفق شده در ششصد و نود و چهار هجرى او را در مغان بكشتند و بايدو را خان كردند . سلطنت گيخاتو سه سال و چند ماه بود .
در زمان او چاو « 5 » را كه به منزلهء اسكناس روسى است خواستند معمول نمايند سر نگرفت « 6 » .
ذكر سلطنت بايدو خان بن طراغاى بن هلاگو خان
وى در حدود همدان بر تخت خانى بنشست و صدر جهان را معزول كرد . غازان خان چون از قتل گيخاتو خبر شد خشم بر او غالب و با امير نوروز بن ارغون آقا كه چندى با هم جنگ و بعد صلح كردند متفق شده لشكر فراهم كرده به نيشابور آمدند و صدر جهان نيز گريخته به ايشان پيوست و قرار دادند كه غازان خان را در نشابور گذارند و امير نوروز و صدر جهان با لشكرى جرار از راه گيلان پنهانى بر سر بايد و ريزند و كار او را تمام كنند . لهذا حركت نمودند و طغاجار را كه از امراى بزرگ و در باطن با ايشان يكدل بود خبر كردند . او نيز با لشكرى كه محكوم او بود به ايشان پيوست و بايد و از كار آگاهى يافته با چند تن به آذربايجان گريخت و امير نوروز تا نخجوان او را دنبال كرده در آنجا او را بكشت . سلطنت بايد و شش يا هشت ماه بود . ( ارغون آقا پدر امير نوروز از امراى چنگيز بوده ) .
ذكر سلطنت غازان محمود خان بن ارغون خان
وى در ششصد و نود و چهار پادشاه شده و صدر جهان را وزير كرد . چون با امير نوروز و صدر جهان عهد كرده بود پس از نيل سلطنت اسلام گزيند ، در خدمت شيخ صدر الدين ابراهيم بن سعد الدين حموى
هامش
( 5 ) - متن : « جاو » .
( 6 ) - در باب چاو و تاريخچهء آن و قضاياى مربوط به انتشار آن در چين و سپس در ايران رجوع شود به مقالهء عباس اقبال تحت عنوان « سابقهء نشر اسكناس در ممالك شرقى » ( مجلهء يادگار سال 5 شمارهء 1 و 2 صفحهء 68 تا 77 ) .