اولا صاحب ديوان شمس الدين جوينى بود . بعد او به سعايت مجد الملك يزدى معزول و مجد الملك وزير شد و در زمان او ممالك معمور شد .
مدت سلطنتش هفده يا هجده سال [ بود ] . مولانا جلال الدين محمد رومى صاحب مثنوى معروف و قطب الدين علامهء شيرازى و مجد همگر و امامى هروى و عمادلربا او معاصر بودند . در سال ششصد و هشتاد هجرى درگذشت .
ذكر سلطنت نگودار اغول بن هلاگو خان ( ملقب به سلطان احمد )
وى چون دين اسلام اختيار كرده بود ملقب به سلطان احمد شد و در تقديم شرايط اسلام مجد بود . چون استقلالى يافت شمس الدين جوينى را باز وزير كرد و مجد الملك يزدى را به ملازمان شمس الدين داد تا به تلافى سعايت و بد رفتارى كه با شمس الدين كرده بود او را به قتل رسانيدند و اعضاى او را تقطيع كرده هريك را به جائى فرستادند . از جمله سر او را به بغداد و پاى او را به شيراز و دستش را به عراق ارسال كردند و يكى از شعرا اين رباعى را در حق او انشاد كرد :
روزى دو سه سردفتر تزوير شدى * جويندهء ملك و مال و توفير شدى
اعضاى تو هريكى گرفت اقليمى * القصه به يك هفته جهانگير شدى
بالجمله چون سلطان احمد اصرارى در ترويج اسلام داشت ، مغول به مخالفت او كمر بستند و با ارغون پس از آنكه مقهور و محبوس سلطان احمد بود اتفاق نموده سلطان احمد را در سال ششصد و هشتاد و سه مقتول و ارغون خان را پادشاه نمودند . مدت سلطنتش را دو سال و دو ماه و بعضى سه سال نوشتهاند .
ذكر سلطنت ارغون خان بن اباقا خان
وى شمس الدين جوينى را كه به اصفهان گريخته بود طلبيده او را اطمينان داد و بعد به قتل رسانيد و چون به سعى بوقا به سلطنت رسيده بود او را وزير كرد و چون بوقا وزير شد مستقلا رسيدگى به امور مىكرد و ارغون خان را مداخله نمىداد . بلكه يكى از اولاد هلاگو را كه در كنار