اين شهر را محاصره كرد . پس از طول محاصره ، شهر را به غلبه گرفت و دستگاه خلافت پانصد سالهء عباسيان را بههم پيچيد و خليفه را از اين جهان انتقال داد و اين در سال ششصد و پنجاه و چهار هجرى بود و بعضى در ششصد و پنجاه و پنج نوشتهاند و قتل و غارت عظيمى در بغداد نمود .
چنانكه در مرآة الجنان مسطور است كه در اين مقدمه سه كرور و سيصد هزار نفر در بغداد به قتل رسيدند . خلاصه بعد از فتح بغداد به تسخير شام شتافت و از ديار بكر ، ميافارقين و ماردين و نصيبين و بعضى بلاد ديگر را فتح كرد و به باب انطاكيه نزول نموده حلب را متصرف شد و بعد از اين فتح اهل دمشق خود منقاد شدند و هلاگو خان ، كيدبوقارا كه يكى از سرداران او بود به ضبط دار الملك شام فرستاد . ولى سلطان مظفر « 4 » لشكر بر سر كيدبوقا كشيده او را و بسيارى از مغول را پس از شكست مقتول نمود . بالجمله بعد از فتوحات زياد ، تبريز را هلاگو خان دار الملك نموده و به امر او خواجه عليه الرحمة در مراغه زيجى بست كه هنوز ذكر او در افواه است . وزير هلاگو خان شمس الدين جوينى بود . به صحبت حكما ميل داشت و معتقد كيميا و اكسير بود و خرج زياد در اين راه مىكرد . مدت سلطنتش را نه سال و كسرى نوشتهاند . هلاگو خان را ايلخان مىناميدهاند . در تاريخ فوت او گفتهاند :
چون هلاگو ز مراغه به زمستانگه شد * كرد تقدير ازل نوبت عمرش آخر
سال بد ششصد و شصت و سه ، شب يكشنبه * كه شب نوزدهم بد ز ربيع الآخر
ذكر سلطنت اباقا خان بن هلاگو خان
اين پادشاه در تبريز ابنيه و عمارات عاليه بنا نمود و از كنار جيحون تا نهايت شام و از باب الابواب تا ساحل عمان او را مسلم شد . وزير او
هامش
( 4 ) - امير سيف الدين قدوز كه در ذى الحجة سال 657 به نام الملك المظفر پادشاه شد .
جنگ او با مغولان كه در تاريخ به واقعهء « عين جالوت » معروف است افسانهء شكستناپذيرى مغولان را باطل كرد ( رمضان 658 ) .