تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
جوجى و جغتاى و اوگتاى را كه سه پسر معتبر او بودند به تسخير خوارزم فرستاد . ارگنج دار الملك خوارزم را مسخر و قتل و غارت كردند و زياده از سى هزار سوار عقب سلطان محمد خوارزمشاه فرستاده او را همه‌جا تعاقب نمودند و به هر ديار كه رسيدند از قتل و نهب فروگذار نكردند . چنان‌كه در اكثر بلاد خراسان و آذربايجان و بعض حدود عراق قتل‌عام كردند و خوارزمشاه همه‌جا از دست سپاه او گريزان بود تا به جزيرهء آبسكون رفته در آنجا درگذشت و سلطان جلال الدين پسر او با چنگيز خان محاربات مردانه كرده ولى آخر عاجز و فرارى شده از آب سند گذشت . عمده سانحهء معظم زمان چنگيز خان كه متعلق به ايران است قتل چهار شهر معظم خراسان كه بلخ و هرات و مرو و نيشابور باشد و بعض قصبات و آبادانيهاى ديگر آن حدود است و تفصيل آن به نحو اجمال از اين قرار است كه چنگيز خان بعد از فتح بخارا خود با لشكرى جرار به بلخ كه در آن وقت پاىتخت و مركز همهء شهرهاى ايران و تركستان بود آمده آن ولايت را از قتل و غارت طورى نابود كرد كه از قرار مسطورات تواريخ ، جز معدودى كه در شبستان مسجدى پنهان بودند ، جميع سكنه مقتول شدند ، بعدها تولى خان را با هشتاد هزار سوار به تخريب سه شهر ديگر خراسان فرستاد و او اول به مرو آمده آنجا را به غلبه گرفت و جز چهارصد تن از ارباب صنايع ، جميع اهالى را صغيرا كبيرا بكشت . برخى شمارهء مقتولين مرو را دو كرور و سيصد هزار و كسرى گفته‌اند ، بعد از آن به نيشابور آمده آنجا را نيز مسخر كرده در آن هفت شبانه روز قتلى كرد كه به وصف در نيايد و بعد از قتل ، آب به شهر بسته تمام عمارات را هموار و در آنجا زراعت نمود . گويند جز چهل تن ارباب صنعت نيشابورى جميع سكنه مقتول شدند و شمار كشتگان سواى عورات و اطفال سه كرور و دويست و چهل و هفت هزار بود . بعد از نيشابور به هرات تاخت . ولى چون آب و هواى هرات او را خوش آمد جز دوازده هزار نفر اتباع خوارزمشاه كه در اين شهر بودند كسى را نكشت و معاودت كرد . ولى بعد هرويان شوريدند و مجددا چنگيز خان لشكرى جرار بر سر ايشان فرستاده اين شهر را مانند سه شهر ديگر خراسان كردند و شمارهء مقتولين اين شهر را سه كرور و صد هزار و كسرى نوشته‌اند . سلطنت چنگيز خان بيست و پنج سال بوده در ششصد و بيست و چهار هجرى در
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 621 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى