پنجم : اتابك ازبك بن محمد
بعد از فوت اتابك ابو بكر برادر خود ، پانزده سال در آذربايجان حكمرانى كرد . در اوايل سال ششصد و بيست و دو سلطان جلال الدين خوارزمشاه قصد آذربايجان نمود . اتابك ازبك تاب مقاومت نياورده به قلعهء النجق گريخته زوجهء او اسير سلطان جلال الدين شد . چون اين خبر به او رسيد از فرط غيرت به مرگ فجاء درگذشت و اين سلسله منقرض شدند . حكمرانى اين طايفه هفتاد و سه سال و پس از اين سلسله اين مملكت چندى از حكمرانان نامى خالى بود تا دولت چنگيزيان ظهور و قوت يافت و هلاگو خان بر مملكت ايران استيلا يافت و تبريز را باز دار الملك و پاىتخت نموده و ما خلاصه و حقيقت تاريخ چنگيز و اولاد او را در اين محل ذكر مىنمائيم .
ذكر سلطنت چنگيز خان و اولاد او
بزرگان ارباب تاريخ و سير چنگيز خان و اوكتاى قاآن و گيوگ خان و منگوقاآن را يك طبقه شمردهاند و هلاگو خان بن تولى خان را با اولاد او طبقهء علىحده محسوب داشتهاند . سبب اين است كه هلاگو خان و اولاد او در ايران سلطنت كردهاند و چنگيز خان و سه نفر مسطور در فوق گاهى در ايران قتل و غارت نموده ولى از سلاطين ايران محسوب نمىشوند بلكه پادشاه تركستان بودهاند . ولى ما محض مزيد استبصار و فايدهء مطالعهكنندگان ، احوال هردو طبقه را مىنگاريم :
ذكر طبقهء چنگيز خان
چنگيز خان بن ييسوكا ( ميسوكا ) بهادر بن برتان بهادر بن قبل خان بن تومنه خان بن بايسنقر خان بن قايدو خان بن دوتوممين خان بن بوقا خان بن