شد و تمام سلسلهء او منقرض گرديد و در سال دويست و بيست و شش مسيحى سلطنت مملكت مزبوره به اردشير پادشاه اول طبقهء ساسانيان مخصوص آمد و چيزى نگذشت كه خسرو كبير - چنانكه در به دو حال تبريز ذكر شد - از اردشير گرفته و داوريژ را بنا كرد و بعضى را عقيده اين است كه داوريژ را خسرو در دويست و پنجاه و سه مسيحى نهاد . بههرحال مدتهاى مديد به ارمينية الكبرى اتصال داشت تا در عهد خلفاى بنى عباس - چنان كه گذشت - زبيده زوجهء هارون الرشيد به تجديد عمارت اين شهر پرداخت و در واقع بانى سيم آن شد و بعد از خلفاى بنى عباس گاهى در تصرف سلاطين ايران و گاهى در ضبط حكمرانان ارامنه بود تا به اقتدار خوانين مغول يكباره دولت ايران آن را متصرف شد . اين است خلاصهء احوال كسانى كه در آذربايجان سلطنت كردهاند .
زمانى كه در خلافت بنى عباس فتور و اختلالى نبود حكمران آذربايجان از جانب ايشان مامور و برقرار مىشد و پس از آنكه فترتى در كار اين سلسله پديدار آمد در عصر سلطان مسعود بن ملكشاه سلجوقى ، اتابك ايلدگز از جانب اين پادشاه به حكمرانى آذربايجان آمده تبريز را مقر حكمرانى خود قرار داد و به مناسبت ، مجملى از احوال ملوك ايلدگزيه در اينجا ذكر مىنمائيم .
ذكر ملوك ايلدگزيه كه معروف به اتابكان آذربايجانند
پنج تن از اين طايفه در آذربايجان حكمرانى كردهاند :
اول ايشان : اتابك ايلدگز
بوده . وى درم خريدهء وزير سلطان مسعود بن ملكشاه سلجوقى مىبود . استعداد و لياقت او مسموع سلطان شده تربيتش كرد و در سلك امرا آمد و به امر اين پادشاه با لشكرى جرار به صوب آذربايجان تاخت و اين مملكت را ضبط نمود و از آذربايجان بهطرف اران و مغان و شيروان روان شد و تمامى آن ولايت را مسخر كرده به تبريز بازگشت و اين شهر