را دار الملك خود نمود و در عهد ارسلان بن طغرل - كه برادر زادهء مسعود و پسر زن ايلدگز بود و بعد از مسعود پادشاه شد - حكمرانى عراق نيز ايلدگز را گشت . پس از بيست سال حكمرانى در سال پانصد و شصت و هشت هجرى درگذشت .
دويم : اتابك محمد بن ايلدگز مشهور به جهان پهلوان
اتابك محمد در حقيقت وزارت طغرل بن ارسلان را كه آخر پادشاه سلاجقه است داشت و چون طغرل در آن وقت طفل بود اتابك محمد خود در حكمرانى مستقل و به نظم امور مىپرداخت و طورى ملك را منظم كرده بود كه ملوك اطراف از او حساب مىبردند و تا زنده بود كار طغرل به سامان بود . در سال پانصد و هشتاد و يك بعد از سيزده سال حكمرانى درگذشت .
سيم : اتابك قزل ارسلان بن ايلدگز
در زمان اتابك محمد حكومت آذربايجان داشت . بعد از برادر ، امير الامراى طغرل شد وقتى به مخالفت طغرل برخاسته در سنهء پانصد و هشتاد و هفت به اشارهء الناصر خليفه خود را مستقلا پادشاه خواند و هم در آن اوان به دست كسانى كه خود را از او به اين منصب سزاوارتر مىدانستند كشته شد . بعضى گفتهاند فدائيان او را كشتند . مدت حكمرانيش پنج سال بوده . ظهير الدين فاريابى شاعر مشهور معاصر اين طبقه مىباشد و اتابك ابو بكر محمد بن ايلدگز كه آنفا ذكروى بيايد بيش از همه او را مشمول اصطناع خويش داشته و اين شعر ظهير الدين در مدح قزل ارسلان مشهور است :
نه كرسى فلك نهد انديشه زير پاى * تا بوسه بر ركاب قزل ارسلان دهد
و قلعهء قزل ارسلان در بالاى كوهى كه وصل به كوه الوند است و ده مشهور به وردود در دامنهء آن كوه است معروف است و شيخ مصلح الدين سعدى عليه الرحمه فرموده است :
قزل ارسلان قلعهاى سخت داشت * كه گردن به الوند برمىفراشت