تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
مىكرده‌اند . اباقاآن پسر هلاگو خان دختر سلطان اسلامبول را كه ميشل پالئولگ « 1 » نام داشت به زنى گرفت . سياحى ماركوپولو « 2 » نام در هزار و دويست و نود و سهء مسيحى به تبريز آمده آنجا را سياحت كرد و بعدها به ممالك تاتار و چين رفت و چندين سال در خدمت قبلا - قاآن كه در چين و تاتار سلطنت داشت ماند تا وقتى كه به اتفاق ايلچيهاى ديگر دختر قبلا قاآن را براى ارغون خان پسر اباقاآن مىآورد مراجعت كرد . اين دختر همين‌كه نزديك به ورود گرديد ، ارغون خان كه داماد بود درگذشت و دختر قسمت غازان خان شده به مزاوجت او درآمد . مرابطهء سلسلهء چنگيز خانى با سلطان روم سبب شد كه از جميع ممالك غربى ايلچى براى اقامت به تبريز آمد . اين سلسله كه با تسلط و دولت و داراى علوم و كمالات و رسوم سلطنتى بودند بايد آثار بزرگ در تبريز از ايشان باشد . اما در كتب از اين بابت چيزى ننوشته‌اند . مغول تا سنهء هزار و دويست و نود و چهار مسيحى مطابق ششصد و نود و چهار هجرى دين اسلام قبول نكرده بودند . سال بعد از اين سنه ، غازان خان مسلمان شد و صد هزار نفر مغول با او مسلمان شدند و اين خبر منتشر شد و ساير مغولها كه در بلاد ايران متفرق بودند از شنيدن اين خبر اسلام اختيار كردند . اول مسجدى كه به توسط اين سلسله بنا شد بانى آن غازان خان پسر ارغون خان بود . اين مسجد در طرف جنوب شهر تبريز در پهلوى خرابه‌هاى ارگ واقع و اسم آن مسجد قوجه على شاه بود « 3 » چون قوجه على شاه بيشتر متصدى اتمام آنجا مىبود به اسم او موسوم شد . ديوارهاى مسجد را با آجر زرد ساخته بودند . شاهزاده عباس ميرزاى نايب السلطنه دفعهء آخر كه مشغول جنگ با روس بود در آن محل يك توپخانه و يك قورخانه بساخت . بارى ، سلطان محمد خدابنده برادر غازان پاىتخت را از تبريز به سلطانيه برد و تبريز در آن وقت خيلى بىرونق شد . اين همان سلطان محمد است كه شيعه شد و اين طريقه را رواج داد و سايرين به متابعت او تشيع اختيار كردند و سنىها را از خاك خود بيرون كرد و لهذا قرنهاست كه عداوت سنىگرى و شيعه‌گرى ميان رومى و ايرانى درگرفته و باقى است . غازان خان آخر پادشاه معتبر
هامش
( 1 ) -Michel paleologue .( 2 ) -Marco polo .( 3 ) - قوجه على شاه صدر اعظم غازان خان بوده . ( ا ع ) . قوجه صورت مغلوطى است از « خواجه »