سبز و خرم را مشروب مىنمايد به علاوه رودخانهاى ديگر موسوم به مهران رود از آنجا مىگذرد و بعضى اسم اين رودخانه را « سپس چاى » نوشتهاند .
آب اين رودخانه به گوارائى معروف است . لكن همه وقت زياد نيست .
گاهى زياد مىشود بلكه بعضى وقتها طغيان مىنمايد و موجب خسارت آبادانيهاى اطراف آن مىشود . از طرف شمال ، در بيرون شهر ، به فى الجمله مسافتى ، رودخانهاى ديگر موسوم به « آجى » كه نهايت عظيم است جارى و در فصل بارندگى حالت شطى بزرگ دارد . معنى آجى ، تلخ يا شورمزه است و وجه تسميه اينكه [ در ] فصل بارندگى ، آبها از زمينهاى شورهزار مىگذرد و به رودخانه مىريزد و طعم آب رودخانه را تغيير مىدهد در اين وقت ماهيها از رودخانه فرار مىكنند . داخل شهر به واسطهء تنگى و اعوجاج كوچهها دلتنگى مىآورد مگر مركز بلد كه بازارها در آن واقع شده كه در آن مىتوان گردش كرد و تفرجى نمود . در بازار همه جور خريد و فروش مىشود . تجار شبها را به خانههاى خود كه در محلات و خارج شهر است مىروند . هيچ سمت از خانههاى شهر به كوچه نگران نيست و جز ديوار خانهها چيزى از آن نمايان نمىباشد . از درب خانهها كه داخل شدى ديگر كوچه را نمىبينى . خانههاى تبريز ساده و از گل خشت خام ساخته شده و روى آن را با كاه گلاندود كردهاند . ساختن خانهها چندان زحمتى ندارد و بههمين جهت بىدوام است . خانهها را به واسطهء زلزله پست مىسازند و بههمين جهت غالب مساجد را مناره نيست . از زلزلهء هزار و هفتصد و بيست و يك مسيحى به بعد چندان دقتى در بنائى و ارتفاع عمارات تبريز نمىنمايند .
تبريز عبارت از دو شهر است : يكى خارج و يكى داخل . شهر داخل به واسطهء حصنى كه دارد مستحكم به نظر مىآيد . ولى استحكامى ندارد .
باوجود بروج مدور و ارگها كه جاى آلات و ادوات حرب بوده و نيز باوجود خندق و دو حصار ، دفع دشمن بهطورى كه بايد نمىتوان كرد و حصار شهر داخل را دروازههاى متعدد هست كه از جمله سه دروازه براى راههاى عمده با فايده مىباشد و باقى بىمصرف است . دروازهها را قشنگ ساخته و غالب را كاشىكارى كردهاند و از كاشى همه جور تصوير نمودار نمودهاند . من حيث المجموع به مقتضاى عادت مملكتى بد طرز نيست . بيرون دروازهها آبادانيهاست كه مثل شهرى شده است و از هر
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 609
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٦٠٩