تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
من بود . يكى از تجار روس كه در تفليس تجارت و صرافى داشت به شركا و گماشتگان او كه در تبريز بودند سفارش‌نامه از من نوشته بود كه آن ورود ، آن را به حجرهء ايشان برده رسانيدم . اينها دو نفر بودند : مسيو وورت و مسيو فيدنژر و هردو سويسى بودند و سالهاست كه در ايران مىباشند و تجارت عمده دارند و وضع گذرانشان به درجه‌اى خوب است كه واردين را خوب پذيرائى مىتوانند كرد . مسيو وورت زياد مايل بود و اظهار نمود كه مرا نزد زوجه‌اش برده معرفى نمايد . چون غالب تجار خارجه در خارج شهر تبريز خانه دارند ، زن مسيو وورت هم در خارج شهر در خانه‌اى كه داشتند ساكن بود . مردها روزها براى كسب و كار به شهر آمده شام معاودت مىنمايند و شبها با اهل و عيال خود آسوده مىشوند . بعد از آنكه كوچه‌ها و محلات شهر را جزئى بلد شدم ، يك روز مخصوصا با مسيو وورت كه براى همراهى من معين بود سواره به خانهء مسيو وورت رفتم . در تبريز كالسكهء كرايه معمول نيست و جميع راههاى دور با اسب طى مىشود . بارى زوجهء وورت مرا با كمال مهربانى پذيرفت . دو نفر ديگر سويسى را هم در آنجا ملاقات كردم : يكى مسيو ملى و ديگرى مسيو بوتان و در همان شب كه من در خانهء وورت مهمان بودم اين دو نفر هم مجلس را زينت داده بودند . شامى در كمال تفصيل مهيا و چندين ساعت صرف آن طول كشيد . بيشتر صحبت ما ذكر احوال فرنگستان بود . توصيف مملكت سويس - كه من شيفتهء آن هستم - بيشتر اسباب گرمى مجلس شد و چون اغلب به ذكر اين مملكت پرداختم حضرات سويسى نهايت خوشوقت بودند . در همان مجلس دستور العملى براى گردش و تماشاى شهر تبريز و اطراف آن به من دادند و در آخر شب كه بناى معاودت به منزل شد مسيو وورت سه نفر از آدمهاى خود را به اصرار با من روانه كرد كه مرا به منزل برسانند و من از اين معنى متعجب بودم . فردا معلوم شد كه اين احتياط است از صدمهء اشرار . زيرا كه اين دو نفر از اشرار در بيرون شهر نزديك دروازه صدمهء عظيمى خورده بودند و يكى از آنها دستش زخمدار شده بود . لهذا احتياط منظور مىدارند . خلاصه بر خود مخمر كردم كه وضع و قدمت و احوال تبريز را معلوم كنم . در ظرف هشت روز به قدر قوه و شعور خود چيزى فهميدم . وجه تسميهء اين شهر به درستى معلوم نيست . مورخين مشرق زمين و سياحان