تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
عالم هريك چيزى نوشته‌اند . از جمله گويند يكى از سرداران هارون - الرشيد كه در سرحدات ايران بود دو سال مبتلا به نوبه ربع بود . بعد از دو سال در اين محل اردو زده گياه غير معروفى را چيده بخورد و تبش قطع گرديد . براى يادگار اين اتفاق و حسن و ميمنت آن مكان در آنجا شهرى بنا كرده « تبريز » ناميد . يعنى ناخوشى تب در اين محل از من دور شد . از خرابه‌هاى زياد اين شهر پيداست كه مورد صدمات زياد شده و حوادث و جنگهاى عظيم مايهء خرابيها بوده . اين شهر هم مثل شيروان و ساير ولايات نزديك سواحل درياى خزر ، اغلب گرفتار زلزله مىباشد و اين نيز يك سبب خرابى است . بعد از بناى شهر تبريز به فاصلهء شصت و نه سال يا سى و نه سال از زلزلهء شديدى به كلى منهدم شده متوكل عباسى در سال هشتصد و پنجاه و هشت مسيحى مطابق دويست و چهل و چهار هجرى تا سه سال بعد دوباره آن را آباد كرد و بر وسعت و عظمت آن افزود . تخمينا دويست سال بعد باز زلزله‌اى شديدتر شد و تبريز را بدل به تل خاكى كرد و چهل هزار نفر هلاك شدند . امير سودان « 13 » كه از جانب القائم بالله عباسى حكمرانى ايران داشت به حكم خليفه ثالثا اين شهر را بساخت و بهتر از سابق آباد نمود و در دو قرن متوالى باز دو زلزله در تبريز شد كه صدمهء آن كمتر از دفعات قبل نبود . خلاصه اين شهر در مائهء سيزدهم بعد از مسيح عليه السلام كمال عظمت و رونق و آبادى را داشته و از معتبرترين ايالات ايران بوده اما در سنهء هزار و هفتصد و بيست و يك مسيحى مطابق هزار و صد و سى و چهار هجرى طوفانى شبيه به آتش‌فشان در زمين آن ظهور نموده تبريز را زير و زبر كرد و على التحقيق نود هزار نفر از اين غائله به هلاكت رسيدند و ديگر تا يك مائه و نيم آبادى نپذيرفت . جنگها و انقلابات ديگر هم مدد طوفان شده بر خرابى آذربايجان افزود . آثار و خرابيهاى شهر مرا بر آن مىدارد كه مجملى از وقايع متعلقه به اين شهر و سلاطينى [ را ] كه در آن سلطنت كرده [ اند ] بنگارم . اين شهر در هموارهء وسيعى در دامنهء كوهى واقع است كه از اين كوه آب جارى مىشود و همهء شهر و اطراف و باغات زياد و زراعتهاى
هامش
( 13 ) - مسلما امير و هسودان است از سلسلهء رواديان . براى اطلاع بيشتر بر احوال وى و ديگر افراد سلسلهء رواديان مراجعه شود به « شهر ياران گمنام » از سيد احمد كسروى ( بخش دوم ) .