تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
صاحب‌منصبان با علم باشند . خلاصه حين ورود ايلچى به تبريز ، احوال صاحب‌منصبان بر اين منوال بود . چندى بعد از ورود ايلچى به تبريز شيخ الاسلام به ديدن او آمد و عدهء كثيرى از طلاب با او بودند . رفتن رئيس مذهب اسلام به ديدن سفير عيسوى ، از شرافتهاى بزرگ محسوب مىشود . حين اقامت ايلچى در تبريز ، بعضى ضيافتها از او نمودند . از جمله امير نظام سپهسالار اعظم « 11 » و حسين خان او را به خانهء خود دعوت كردند و اين هردو ضيافت شباهت به مهمانيهاى اروپ داشت . ميز ناهار مملو از گل و ميوه بود و بطريهاى مشروبات به انواع و اقسام صرف شد . بعد از صرف غذا ، آتش‌بازى - كه اهل ايران زياد به آن مايلند - براى ما تهيه كرده بودند ، بعد از آتش‌بازى ، پهلوانان كشتى گرفتند و اشخاصى چند پنبه‌ها نفت‌آلود كرده و سر و صورت خود گذارده محض تماشاى ما آتش زده بودند . بعد از تمام اين فقرات ، بعضى اشعار كه در توصيف ايلچى نظم كرده بودند خواندند و شعرا براى آن‌كه انعامى بگيرند از اغراقات و تملقات و احترامات اشعار خود را طولانى نموده و هيچ فروگذار نكرده بودند . مدت توقف ما در تبريز شانزده روز بود . در اين مدت درصدد تحصيل بعضى اطلاعات برآمديم . گفتگوى زياد در باب اسم قديم تبريز كرديم . بعضى مؤلفين براين‌اند كه بطلميوس مصرى اسم اين شهر را در كتاب خود « كابريس » نوشته و برخى آن را اكباتان دانسته‌اند . زمره‌اى ديگر اسم قديم آن را « قازان » ( قازا ) گفته‌اند و اما اسم جديد آن را بعضى تبريز و برخى ترى ( توريز ) « 12 » خوانده‌اند . اهل ايران تبريز مىگويند و وجه مناسبتى براى اين اسم ذكر مىكنند . مورخين ايران بناى اين شهر را در سنهء صد و شصت و پنج هجرى مطابق هفتصد و هشتاد و هفت مسيحى مىدانند و بانى آن زبيده زوجهء هارون الرشيد را مىدانند و در اصل مسئله همه متفقند . اختلافى كه كرده‌اند اين است كه زمره‌اى مىگويند زبيده مريض بود و طبيبى آذربايجانى او را معالجه كرده به ازاى حق المعالجه درخواست كرد كه در مملكت او زبيده شهرى
هامش
( 11 ) - ميرزا محمد خان امير نظام زنگنه . ( 12 ) -Tauris
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 601 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى