تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
قوش يا تازى داشته باشد و به‌همين جهت اغلب با تفنگ به صيد مىروند . در زمان سلطنت صفويه گويند هشتصد قوش در قوشخانهء پادشاه بوده . اگرچه چندان وقتى نيست كه ما از حالت اهل ايران آگاه شده‌ايم . اما مبرهن است كه اين ملت در كليهء صنايع ، باذوق مىباشند خاصه در علم و صنعت نقاشى و دليل آن نقشهائى است كه در عمارات پادشاهى و ساير ابنيه حتى در خانه‌هاى غير معتنابه رعيتى موجود است . ملك قاسم ميرزا نيز زايد الوصف طالب نقاشى بود . معلوم مىشود كه اين هنر به قدرى كه نزد ايرانيان مطبوع است آن‌قدرها نزد عثمانيها مطلوب نيست . بلكه عثمانيها كمال بىميلى را به اين هنر بزرگ اظهار مىنمايند . شاهزادهء مزبور منزل مرا در ديوانخانهء خود قرار داده بود و تا آنجا بودم همه روزه از من ديدن مىكرد و رفته‌رفته ميان من و او دوستى كامل پديدار آمد و به‌جاى آن‌كه از كثرت معاشرت عقيدهء اوليهء ما نسبت به او كم شود روز به روز زياد شد و اخلاق و صفات حسنهء او كه بر ما مجهول بود مكشوف گرديد . در دين عقايد عاميانه نداشت . در باب زنان و روابط ميان عيسويان و مسلمانان صحبت مىنمود . از علو خيالات و وضع اظهار آنها گوئى كه در اروپ و در فرانسه كه مملكت آزادى است نشو و نما نموده است . در تبريز چند نفر فرانسوى يافتيم كه معروفترين آنها شخصى بود موسوم به مسيو اوژن بوره « 8 » كه يك سال بود در تبريز اقامت داشت . اين شخص بعد از مسافرت بسيار و سياحت زياد و عبور از سواحل درياچهء اروميه پاىتخت آذربايجان را محل اقامت خود قرار داده بود . در بين راه از وضع متوطنين اين صفحات آگاهى حاصل نموده زياد مايل بود كه خود ، مؤسس اساس تربيت و مدنيت آنها شود . بنابراين در غرهء ماه ژانويهء هزار و هشتصد و سى و نه مسيحى مطابق هزار و دويست و پنجاه و پنج هجرى در تبريز احداث مدرسه نمود « * » و مقصود او اين بود كه در اين مدرسه بيش از همه‌چيز تعليم زبان فرانسه داير شود و در ضمن خواست
هامش
( 8 ) -Augene Bore* - در باب ورود مبلغين مسيحى به ايران و اقدام آنان در مورد تأسيس مدارس رجوع شود به مقالهء « داستانى از مبلغين عيسوى در ايران » از عباس اقبال در مجلهء يادگار سال سوم شمارهء 6 و 7 ص 60