خوشوقت بوديم از رفتار ساير شاهزادگان كه شباهتى به طرز قهرمان ميرزا نداشت . ملك قاسم ميرزا پسر هفتادمى « 6 » فتحعلى شاه به واسطهء بلندى خيالات و دانشمندى و جهدى كه در استحضار و اطلاع از وضع و احوال اروپا كرده بود در مشرق زمين ممتازترين اشخاص بود . زبان فرانسه را كاملا مىدانست و انگليسى و روسى و عثمانى و عربى و هندوستانى را تكلم مىنمود . از مدرسهء فرانسه تمجيد تمام مىنمود و براى احداث چنين مدرسه و فرنگيهائى كه براى مدرسى مقرر شده بودند فرمانهاى مخصوص از شاه گرفته و مضامين آن طورى خوب بود كه موجب تشويق و كمال ميل فرنگيها به اين مملكت مىگشت . ولى بعد بعضى رجال صاحب غرض ، رأى شاه را در باب فرنگيها ديگرگون نموده بودند و خط نسخ بر آن فرامين كشيده آمد .
خلاصه با ملك قاسم ميرزا صحبتهاى خوب كرديم . مىگفت زبان فرانسه را از يك زن فرانسوى مسماة به مادام دولامارى نيز كه در تهران بوده آموخته است . شاهزادهء مزبور جوان خوشقامت و آثار نجابت از ناصيهء او ظاهر و لايق و كافى بود . ريش او مانند ريش شاه كوتاه ولى سبيلهاى بسيار بلند داشت . لباس او مركب از وضع ايرانى و فرنگى بود .
محبت و مهربانيهاى او بدرفتاريهاى قهرمان ميرزا را از خاطر ما برد .
به واسطهء پذيرائيها كه از ما كرد به امتنان رخصت روانگى گرفتيم .
ايلچى وقت عزيمت از فرانسه هداياى زياد از قبيل ساعت بغلى و ديوار كوب و اسلحه و جواهر و پارچههاى نفيسه و چينى كار شهر سور و تصويرات زياد با خود آورده بود . روز بعد از ملاقات براى هردو شاهزاده از اين هدايا فرستاد . چون حين عبور از وسط برفها و گردنههاى سخت قاطرها پرتاب شده بودند اغلب اشياء نفيسه را صدمه وارد آمده بود .
لهذا تعارفى كه ايلچى براى قهرمان ميرزا فرستاد يك دست اسباب چاى خورى كار كارخانجات شهر سور « 7 » بود كه به واسطهء لطافتى كه داشت جزئى صدمه به او وارد آمده بود و مرمت آن امكان نداشت و نيز منحصربهفرد بود و ناچار ايلچى آن را به همان حالت براى قهرمان ميرزا فرستاده بود . شاهزاده از قبول آن تهاون نموده و در ضمن گفته
هامش
( 6 ) - قدرى اغراق كرده . ملك قاسم ميرزا پسر بيست و چهارم فتحعلى شاه بوده .
( 7 ) -Sevre