و چهل و نه هجرى بعد از فتح خراسان و سرخس در دهم شهر جمادى - الاخره در مشهد مقدس به حظيرهء قدس خراميد . اوصاف و خصايل سنيهء نواب غفران مآب غالبا زينت دفاتر و صحايف نگارندگان داخله و خارجه است و ما از آن اقتصار مىنمائيم به همان قدرى كه در ضمن مسطورات نگارندگان فرنگ است و صورت معنى آيت آن مرحوم معظم را كه در كمال شباهت آن حرفى نيست در صفحهء يسار مرتسم مىنمائيم « 1 »
ماهز عطفيه بين البيض و الاسل * مثل الخليفة عباس بن فتحعلى
نقل از سفرنامهء مسيو تانكووان « 2 »
مسيو تانكوان كه واسطهء سفارت ژنرال گاردان خان سفير ناپلئون اول به دربار خاقان مغفور بود در سنهء هزار و دويست و بيست و دو هجرى از تبريز گذشته شرحى از وضع اين شهر نگاشته است . اين شخص جمعيت شهر تبريز را از پنجاه شصت هزار بيشتر نمىداند و مىنويسد كه :
« دور شهر تبريز ديوارى بسيار مرتفع است كه قطر آن نيز زياد است . خندق عميقى دور شهر حفر شده است . چون زلزله در تبريز شديد است عمارات را زياده از يك مرتبه نمىكنند . عمارت شاهزاده عباس ميرزا وسيع و خوش هوا ليكن ساده است . چند عراده توپ جلو ميدان عمارت گذاشته شده . از بناهاى معتبر تبريز مسجدى مىباشد بسيار عالى كه در خارج شهر و قديم الايام آباد بوده و اينك خراب است . زلزله علت و سبب خرابى آن شده و بعد از خراب شدن كسى به خيال آبادى آن نيفتاده است . شهر تبريز نسبت به ساير شهرهاى ايران از حيثيت تجارت با مكنتتر است .
هامش
( 1 ) - اين عكس در آخر همين كتاب ملاحظه مىشود .
( 2 ) - تانكوانىTancoigneاز افسران فرانسوى است كه همراه گاردان به ايران آمده .
مجموعهء نامههائى كه او از وضع زندگى خود در ايران به دوستى در فرانسه نوشته حائز اهميت فراوان است . اين نامهها تحت عنوان « نامههائى دربارهء ايران و تركيهء آسيا » در دو جلد در 1819 در پاريس چاپ شده .