« شهر تبريز مدتها بود كه خراب و ويران شده و سكان آن مثل سكان ساير بلاد آذربايجان جلاى وطن كرده به خارج رفته بودند . در اين قليل مدت كه شاهزاده عباس ميرزا ولىعهد دولت ايران در تبريز حكومت مىكند شهر تبريز خصوصا و بلاد آذربايجان عموما رو به معموريت گذاشته و مرا عقيده اين است كه اگر همين قسم كه ايالت آذربايجان رو به ترقى گذاشته پيش برود باوجود انقلابات و اغتشاشات كه در خاك عثمانى مجاور آذربايجان است عن قريب اين ايالت از ايالات معظمه و شهر تبريز از بلاد آباد ايران خواهد شد . شاهزاده عباس ميرزا در اين وقت در چمن مغان اردو زده احمد خان بهجاى او بيگلر بيگى شهر تبريز است . نايب الحكومهء احمد خان ، فتحعلى خان مىباشد . آمدن مرا به شهر تبريز شنيد . منزلى در حوالى عمارت خود براى من معين كرد .
فتحعلى خان مثل ساير هم مذهبهاى خود تعصب و معاندت با فرنگيان ندارد . اين امتياز او را از آن حاصل شده كه در سنهء هزار و دويست و شانزدهء هجرى مطابق هزار و هشتصد و يك مسيحى از جانب پادشاه ايران سمت مهماندارى ژنرال ملكلم سفير دولت انگليس را يافته و سفير مذكور را كه از دانشمندان عصر خود بوده از شيراز به تهران آورده و به سبب مصاحبت اين شخص دانشمند ، تربيت شده . بالجمله فتحعلى خان از ترقيات ملل فرنگ از من سؤالات مىنمود از قطبنما و بالان و تلگراف و اراضى جديد الانكشاف و مغناطيس و علم آبله كوبيدن چيزها مىپرسيد . از فتوحات ناپلئون مستفسر مىشد . واله و مفتون آن پادشاه ذىجاه بود . چون او را مايل به اين قسم صحبتها ديدم ، چند شب زمستان را كه در تبريز متوقف بودم الى طليعه از اين قبيل گفتگوها با او مىكردم . اول طلوع آفتاب چون از بيدارى شب كسل بوديم هردو باهم به يك حمام مىرفتيم و رفع خستگى مىكرديم . بعد غذائى صرف و چند ساعت استراحت مىنموديم . وقت عصر باز شروع به صحبت مىشد . از وضع دربار ايران از او سؤال مىكردم . تمجيد زياد از طرز سلطنت اعلى حضرت فتحعلى شاه مىنمود . از عظمت و اقتدار او در مملكت ايران و افغانستان و عربستان از براى من مىگفت . با افسوس زياد از صحبت فتحعلى خان مهاجرت نموده رو به جانب مغان و اردوى شاهزاده عباس ميرزا ولىعهد نهادم . وقتى كه وارد اردبيل شدم اردوى شاهزاده عباس
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 583
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٥٨٣