با كاشى ساختهاند . طلاب در اين مدرسه مشغول تحصيل هستند . هواى تبريز خيلى سالم است . باغاتى كه در اطراف شهر تبريز و در خانههاست مملو از اقسام گلها و درختهاى ميوهدار مىباشد . خربزهء تبريز معروف است و در هر فصل از سال يافت مىشود . اين شهر ميعادگاه تجار هندوستان و عثمانى و ارمنى و روسى است . امتعهء عجيبهء فرنگ از هر نوع در شهر تبريز موجود است . در نزديك شهر ، معدن طلا و مرمر هست و با اينكه اين معدن طلا قابل كار كردن و فايده بردن مىباشد مهمل افتاده . همانطور كه عثمانيها در اين قسم كارها تنبلى دارند ايرانيها هم با آنها جنسيت دارند و در اين معدن كار نمىكنند » .
شرح منقول از سفرنامهء مسيو كينر « 1 » متعلق به تبريز
ژنرال ملكلم « 2 » كه در سنهء هزار و دويست و شانزدهء هجرى مطابق هزار و هشتصد و يك مسيحى از طرف دولت انگليس به سفارت به دربار خاقان مغفور طاب الله ثراه آمده بود و جغرافياى آن را مختصرا نوشته ، يكى از اجزا و همراهان او مسيو كينر نام بوده و او شرحى از تبريز نگاشته كه تفصيل آن از اين قرار است :
« شهر تبريز در قديم موسوم به « قازا » بوده . كيخسرو بزرگ در پانصد و چهل و هشت قبل از ميلاد كرسوس پادشاه ازمير و آناطوليا را مغلوب نموده و خزاين و دفاين بىشمار كه آن پادشاه را بود متصرف شده به قازا كه به عقيدهء بعضى شهر تبريز است نقل كرد . ( كرسوس مسطور از كسانى است كه دولت و مكنت او مشهور و ضرب المثل است مثل قارون و هم اكنون در ميان فرنگيان هركه را بخواهند به دولت زياد وصف نمايند گويند كرسوس است چنانكه در عربستان و ايران گويند قارون است و يحتمل كه قارون همان كرسوس باشد ) . معروف است كه سربار نام [ كه ] يكى از سرداران ايران بود بعد از فتح بيت المقدس صليب حقيقى را كه در معبد آن شهر بود به تبريز آورد .
( مؤلف سربار را در هيچيك از تواريخ ايرانى و فرنگى نديده
هامش
( 1 ) -Kinneir( 2 ) -sir John Malcolm