تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
نمايد و به دهات ارمنىنشين حوالى ايروان حواله كند . جمع قروض كشيش بيست و پنج هزار تومان بود و حاكم ايروان زياده از هفتاد هزار تومان حواله كرد كه به زور محصل از ارامنه مىگرفتند و هر وقت ارامنه شكايتى نزد كشيش بزرگ مىنمودند آنها را به صبر و تحمل امر مىكرد و به نصيحت ساكت مىنمود تا تمام تنخواه نزد حاكم ايروان جمع شد . آنچه علاوه از بيست و پنج هزار تومان و مداخل شخص خودش بود برداشته و آنچه مىبايد به كشيش بزرگ بدهد به طمع تنصيف بود . كشيش بزرگ بعد از اطلاع خواست در خفا به اصفهان رفته شكايت به پادشاه نمايد حاكم ايروان مشوش شده جمعى را به طلب او فرستاده و به حكام هم جوار خود كاغذ نوشته خواهش كرد كشيش بزرگ را در هركجا باشد پيدا كرده به ايروان فرستند . در آن‌وقت آن كشيش در تبريز مخفى بود و من مىدانستم . خلاصه بعد از چندى توقف در تبريز به‌سمت اصفهان حركت نمودم » . انتهى كلام شاردن .

شرح منقول از سفرنامهء يك نفر از علماى عيسوى مذهب از سلسلهء ژزوئيت متعلق به تبريز

در سال هزار و صد و دو هجرى مطابق هزار و ششصد و نود مسيحى يكى از علماى مذهب عيسوى از سلسلهء ژزوئيت به ايران سفر كرده شرح حال تبريز را از اين قرار نوشته است : « اسم تبريز در تورات در دو سه موضع مذكور است . در كتاب ازدزازوبتى و ژوديت بعد از اصفهان اين شهر بزرگترين بلاد ايران و پرجمعيت‌تر و پرمكنت‌تر از همه مىباشد . داراى پانزده هزار باب خانه و پانزده هزار دكاكين است . سيصد كاروانسرا و دويست و پنجاه مسجد و زياده از سيصد هزار نفر جمعيت دارد . اين‌كه شاردن در سفرنامهء خود جمعيت تبريز را از يك كرور و پنجاه هزار نفر الى دو كرور و صد هزار نوشته و فرض كرده خلاف است . از بناهاى معظم تبريز مدرسه‌اى است كه در جلو مدرسه ، ميدان مربع عظيمى مىباشد كه مفروش است به سنگهاى طولانى و عريض . از مدخل مدرسه كه شخص وارد مىشود چهار طرف مدرسه عمارت است كه از آجر ساخته شده و ظاهرا آن را
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 580 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى