تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
است و وجه تسميه به اين اسم اين است كه پادشاه ارمن انتقام خون برادرش را كه يكى از سلاطين ايران كشته بود در اين زمين نمود . حكومت تبريز و توابع او از اولين حكومتهاى ايران محسوب مىشود . هركس سپهسالار است و اختيار كل عساكر پادشاه ايران به دست اوست حكمرانى تبريز را هم او مىنمايد . ماليات تبريز و توابع كه به خزانهء پادشاه به اصفهان فرستاده مىشود ، غير از فروعات و عوارض ، يكصد و سى و پنج هزار تومان است . حاكم تبريز ملقب به بيگلر بيگى مىباشد و هميشه سه هزار سوار بايد در تبريز نگاه دارد . خوانين غارص و اروميه و مراغه و اردبيل كه يازده هزار سوار در تحت حكومت آنهاست مطيع بيگلر بيگى تبريز مىباشند . در اين وقت طهماسب بيك نايب الحكومهء تبريز به‌جاى پدرش منصور خان سپهسالار كه در اصفهان است حكومت تبريز مىكند . ديدنى [ از ] نايب الحكومه نمودم . در دار الحكومه شنيدم يك ماه قبل كاروانى كه سالى يك بار از اصفهان از راه خشكى به هندوستان مىرود و از شهر قندهار عبور مىكند در سه منزلى سرحد هندوستان طايفهء افغان ، آن قافله را چاپيده با اين‌كه دويست نفر سوار مستحفظ از قندهار با قافله كرده بودند و دو هزار نفر تاجر و چاروادار با قافله بود پانصد نفر دزد افغان همهء جمعيت را متفرق ساخته و يازده نفر از ايشان كشته و چندين كرور مال التجاره را به يغما برده‌اند . در عريضه‌اى كه به پادشاه ايران نوشته بودند و شصت نفر از تجار معتبر آن عريضه را مهر كرده قيمت اجناس منهوبه را دو كرور و سيصد هزار تومان قلمداد كرده بودند . حاكم قندهار را محرك اين دزدى قرار داده بنابراين مامورى از اصفهان رفته كه حاكم قندهار را مغلولا سوار شتر عريانى نموده از قندهار به اصفهان بياورد . تفصيلى مقارن ورود من به تبريز روى داد كه شرح آن خالى از غرابتى نيست . كشيش بزرگ ارامنه كه در اوچ كليساى ايران متوقف و خود را در رياست ارامنه به منزلهء پاپ دوم كه رياست مذهب كاتوليكى دارد مىداند ، به واسطهء افراط در مخارج ، مبالغى مقروض شده بود . عريضه‌اى به پادشاه ايران نوشته مستدعى شده كه دين او را ادا نمايند . پادشاه ايران فرمانى خطاب به حاكم ايروان صادر كرد كه قرض كشيش بزرگ بايد داده شود . اما نه از خزانهء دولت و ماليات تمام قرض را معين