تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
مراجعت به ايران نموده با زحمت زياد خود را به مملكت فارس رسانيدند و از براى اين‌كه اين هديه متبرك را به پادشاه خود رسانند هر وقت جائى منزل مىكردند در پناه سنگى يا زير خاكى آن را پنهان مىنمودند تا به اين منزل كه چشمهء آتش مىباشد و آتشكده در آن ساخته شده رسيدند . نان متبرك را در زير سنگى پنهان كرده و تا صبح در آنجا بودند . صبح كه خواستند حركت كنند او را نيافتند . زمين را حفر نموده بعد از چند ذرع كندن اين چشمه آتش نمايان شد . اردشير بابكان فرداى آن روزى كه بر اردوان مسلط شد و به اين واسطه مملكت ايران را تصاحب كرد به شكرانهء اين فتح نمايان آتشكده‌اى بنا كرد موسوم به بارنوا در اسلامبول . شاپور بن اردشير بابك ملقب به شاپور جهود وقتى كه شهر اسلامبول [ را ] محاصره كرده بود آتشكده‌اى آنجا بنا كرد و اين معبد تا خلافت المهدى باقى بود و در زمان او ويران شد » . انتهى كلام المسعودى . شاردن گويد : « همين ميرزا طاهر سابق الذكر براى من گفت كه در خرابه‌هاى مرند كه يكى از شهرهاى آذربايجان و نزديك تبريز است گنجى پيدا گرديده مسكوكات زر و سيم زياد به اصفهان به خزانهء پادشاه ايران فرستاده شد . سكهء مسكوكات به اسم دقيانوس بود . از من پرسيد كيست دقيانوس « 3 » و از كدام طبقه سلاطين است كه در ايران سلطنت نمودند ؟ به او جواب دادم در تواريخ يونانى و فرنگى ، دقيانوس نامى كه پادشاهى ايران كرده باشد ضبط نشده شايد همان داريوش بوده كه اعراب معرب كرده دقيانوس ناميده‌اند . از همين شخص شنيدم كه در زمان سلطنت غازان خان كه تقريبا چهارصد سال قبل مىباشد عرض شهر كه از طرف شمال به جنوب است از عين على بوده تا كوه طرف مقابل كه معروف به « چوران داغ » است و طولش از رودخانهء آجى شروع شده به قريهء بارنج كه مذكور شد منتهى مىشود و بايد چنين باشد . زيرا كه در يكى از تواريخ ايران ملاحظه نموده ديدم نوشته بود وقتى مرض طاعون در تبريز بروز كرد در يكى از محلات چهل هزار نفر تلف شدند و هيچ معلوم نمىشد كه كسى از اين محله تلف شده است . از وقت انتقال سلطنت به خانوادهء صفويه تاكنون تبريز رو به خرابى نهاده است . زيرا كه اين
هامش
( 3 ) - ديو كلسينDiocletienامپراطور روم را مسلمين « دقيانوس » ناميده‌اند .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 576 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى