احترام مىكنند تا به آتش ساير آتشكدهها . اگرچه در يكى از تواريخ عجم مسطور است كه كيخسرو وقتى كه قصد تسخير تركستان كرد آتش متبرك را از خوارزم به ايران آورد . اما جمعى ديگر را عقيده اين است كه انوشيروان آن آتش متبرك را از تركستان به شهر كاريان كه يكى از شهرهاى كوچك ايران بوده نقل نموده . مغها در وقت استيلاى عرب بر عجم از ترس اينكه آتش متبرك در شهر كاريان انطفا يابد آن را به شهر نسا و بيضا نقل كردند .
از آتشكدههاى معتبر گبرها يكى آتشكدهء اصطخر است كه الحال كه سال سيصد و سى و دو هجرى است آن آتشكده معروف به مسجد سليمان است . آتشكدهاى ديگر در شهر شاپور فارس است كه دارا بنا نهاد .
آتشكدهء ديگر در جور كه الحال به فيروزآباد معروف است ديده مىشود .
من خود اين آتشكده را ديدم . در يك فرسخى شهر فيروزآباد در كنار چشمهاى واقع است . سالى يك بار گبرها در اين آتشكده جشن مىگيرند .
بناى اين آتشكده از اردشير بابكان است . در وسط شهر جور آثار قديمى پديدار است كه عجمها آن را تربال مىنامند يعنى ايوان . در استيلاى عرب بر عجم آن را خراب كردهاند . در شهر جور ، گلاب خوب به عمل مىآيد و معروف به گلاب جورى است . در ايالت فارس چشمهاى است كه به قاعده بايد چشمهء نفت باشد . من خود نديدم لكن معروف است كه آنجا بناى آتشكده بود و سبب متبرك بودن آن چشمهء آتش آن است كه وقتى حضرت عيسى عليه السلام به دنيا آمد . كورش الملك كه سلطنت فارس را داشت به همراهى سه نفر از رجال خود هديه را سه هميانه كه در يكى كندر و در ديگرى مرمكى و در سيمى زرناب بود نزد حضرت مريم و عيسى فرستاد . مأمورين به هدايت يك ستارهاى كه كورش الملك به آنها نموده بود در شام خدمت مسيح و مريم رسيدند . اين تفصيل را عيسويان در انجيل بهطور اغراق ذكر كردهاند و نيز روايت است ستارهاى كه هادى فرستادگان پادشاه فارس بود در مولد مسيح طلوع نموده بود و به نظر آن پادشاه جلوه كرده بود و مأمورين هنگام حركت كردن ستاره با آنها سير مىكرد همينكه مىايستادند ستاره ثابت مىشد . بعد از وصول ، هداياى خود را عرضه داشتند . حضرت مريم در عوض به دست خود نان گرد ضخيمى طبخ كرده به آنها سپرد كه نزد ملك خود برند مأمورين
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 575
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٥٧٥