كه سلاطين قديم ايران كه تبريز را پاىتخت خود كرده بودند در اين مكان كه آنوقت عمارات عاليه بوده سكنى داشتهاند . در طرف مشرق آثار بناى ديگر نمودار است . ارامنهء تبريز را عقيده اين است كه خسرو پرويز بعد از مراجعت از بيت المقدس و فتح آنجا صليب حقيقى كه حضرت عيسى عليه السلام را بر او كشيده بودند با خود به ايران آورد و در اين قلعه در زير خاك پنهان كرد .
ميدان تبريز از ساير ميدانهائى كه در ساير شهرهاى ايران حتى در اصفهان هست بزرگتر و وسيعتر است . عثمانيها از قرارى كه در تواريخ خود ثبت كردهاند مكرر سى هزار قشون در اين ميدان حاضر جنگ نمودهاند . اين اوقات كه من در تبريز بودم از وقت مغرب به بعد هر شب جمعيتى زياد از الوات و اراذل شهر در اين ميدان جمع و مشغول لهو و لعب مىگردند . گاهى عصرها كشتىگيرها و ميمونبازها و قوچ بازها و گرگبازها جمعيت زيادى دور خود جمع كرده اسباب تماشا و عيش آنها را فراهم مىآورند . اهالى تبريز ميل مخصوصى به رقص گرگ دارند و چون كثرت ميل آنها به رقص گرگ معلوم تمامى اهل ايران شده هركجا گرگى تربيت مىكنند كه مىرقصد به تبريز مىآورند و گرگى كه خوب تربيت شده باشد و خوب برقصد تا پانصد تومان خريد و فروش مىشود . خلاصه ، روز اين ميدان محل سكناى بعضى از كسبه است كه شغلشان منحصر به فروش بقولات و حبوبات است . ميدان ديگرى هم در تبريز است معروف به ميدان جعفر پاشا كه در اين وقت سلاخخانهء شهر تبريز در آنجاست . كمال ميل را داشتم كه حقيقت جمعيت تبريز را بفهمم و آنچه تفحص كردم صريحا اطلاعى به دستم نيامد . بعضى از اعيان و اشراف بلد بهطور اغراق مىگفتند دو كرور و صد هزار نفر جمعيت تبريز است همينقدر مىدانم كه اگر نصف اين اغراق باشد يقينا از غريب و بومى ، جمعيت شهر تبريز به ششصد هزار مىرسد .
مال التجاره كه در شهر تبريز ديده مىشود حاصل كارخانجات جميع قطعات روى زمين از آسيا و اروپ است . در خود شهر تبريز هم پارچهء عمامه كه بزرگان و اشراف در اين وقت رسم است به سر مىبندند مىبافند از حيثيت قماش و نقش بهترين پارچههاى عمامهاى است كه در ساير بلاد ايران به عمل مىآورند . از يكى از تجار معتبر تبريز
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 570
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٥٧٠