تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
شهر تبريز منقسم به نه محله است . اهالى تمامى محلات مثل ساير شهرهاى ايران دو فرقه‌اند : فرقه‌اى حيدرى و قسمتى نعمتى . پانزده هزار خانه و پانزده هزار دكان در اين شهر هست . اگرچه در تبريز عمارات عاليه نديدم ، ليكن بازارهاى تبريز از اسواق ساير بلاد آسيا بهتر و معمورتر است . بازار طولانى و سقفهاى آن مرتفع است . آمدوشد مردم در اين بازارها و كثرت مال التجاره كه در دكاكين ديده مىشود دليل بر كمال آبادى شهر است . بهترين بازار كه شكلا مثمن ( هشتى ) بنا شده و مسكن جواهريان است موسوم به « قيصريه » است و حسن نام از سلاطين آذربايجان در سنهء هشتصد و پنجاه هجرى بنا نموده « 4 » سيصد كاروانسراى داير در اين شهر است و آن‌كه از همه كوچكتر است گنجايش دارد كه سيصد نفر مسافر در آن‌جا بگيرند . قهوه‌خانه‌هاى متعدد در اغلب كوچه‌هاى شهر ديده مىشود كه علاوه بر قهوه و قليان ، شربت كوكنار هم به هركه مايل باشد مىدهند . مساجد معظم تبريز آنچه به شماره آمده دويست و پنجاه است و از آن جمله يكى مسجد موسوم به « مسجد على شاه » است كه الحال خراب مىباشد . چند سال قبل مرتبهء تحتانى آن را تعمير نمودند و منارهء او كه بلندترين مناره‌هاى مساجد تبريز است نيز تعمير شده . شخص كه از راه ايروان به تبريز مىآيد اول بنائى كه از شهر مشهود او مىشود منارهء اين مسجد است . بناى اين مسجد از خواجه على - شاه وزير غازان خان است و در چهارصد سال قبل بنا كرده . غازان خان تبريز را پاىتخت خود قرار داده بود . رشيد الدين در جامع التواريخ مىنويسد : « اول پادشاه سلسلهء مغول كه مذهب اسلام قبول كرد غازان خان بود ليكن سلطنت او طول نكشيد و در ماه ذيحجهء ششصد و نود و چهار به تخت نشست و در يازدهم شوال هفتصد و سه درگذشت . ( مؤلف گويد اين مسئله مخالف عقيدهء جمهور مورخين است . زيرا كه همه براين‌اند كه
هامش
( 4 ) - اين حسن بايد اوزون حسن آق‌قوينلو برادر جهانگير باشد كه در سنهء هشتصد و هفتاد و دو هجرى بعد از برادر به تخت سلطنت نشست و در هشتصد و هشتاد و دو هجرى در تبريز فوت شد و شاردن سهو كرده كه تاريخ بناى كاروانسرا را هشتصد و پنجاه نوشته است . ( ا ع ) . اوزون حسن در 860 ه . ق / 1456 ميلادى بر برادر خود جهانگير به خدعه پيروز شد و به سلطنت نشست و در شب عيد فطر سال 882 درگذشت .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 568 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى