تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
در ميدان بزرگ تبريز چنان‌كه در شهر بيگلر بيگىنيشين ايران متداول است دو مرتبه نقاره‌خانه مىزنند . در حوالى شهر تبريز سر راه اصفهان در دامنهء كوهى پلى كه طولش پنجاه ذرع و طاقهاى پل بسيار مرتفع و عالى ولى رو به انهدام است . چنين معروف است كه يكى از ملاهاى تبريز قبل از سفرى كه شاه عباس بزرگ به اين شهر نمود بناى اين پل را نمود . وقتى كه شاه عباس از آنجا گذشت سؤال كرد كه اين پل عالى كه در غير محل و موضع خود ساخته شده بانى آن‌كه بوده ؟ و در محلى كه رودخانه بلكه نهرى نيست براى چه اين پل را بنا نموده ؟ حضار معروض داشتند كه فلان ملا اين پل را بنا كرده . شاه عباس آن ملا را احضار و سؤال نمود كه مقصود از اين بناى غير لازم چيست ؟ جواب داد آمدن پادشاه را به اين شهر شنيده بودم . خواستم عملى خلاف عادت نمايم كه سبب حيرت پادشاه شود و مرا طلبيده جهت آن را سؤال نمايد بلكه به اين واسطه معروف حضرت شاه شوم ! » .

نقل از سفرنامهء شاردن

شاردن مسافر فرانسوى در سنهء هزار و هشتاد و چهار هجرى مطابق هزار و هفتصد و هفتاد و يك مسيحى به تبريز سفر كرده مىنويسد : « تبريز بزرگترين شهرهاى ايران و بعد از اصفهان چه از حيثيت عظمت و جمعيت و چه از جهت مكنت و تجارت ، اول شهر اين مملكت است . اين شهر در منتهى اليه جلگه در دامنهء كوهى واقع است كه مورخين قديم مثل پوليپ و ديودور و بطلميوس اسم آن كوه را ( اورونت ) و ( بارونت ) ثبت كرده‌اند . شهر تبريز را حصارى و اسباب تحصنى نيست . رودخانهء كوچكى موسوم به اسپند چاى از وسط شهر مىگذرد و غالبا در فصل بهار سيل بزرگى از اين رودخانه جارى و عماراتى كه در دو طرف آن واقع شده از لطمهء آن منهدم مىگردد . رودخانه‌اى ديگر در سمت شمال تبريز به فاصلهء كمى عبور مىكند كه در شش ماه از سال آب آن به قدر رودخانهء سن است كه از وسط شهر پاريس مىگذرد . اهالى آن به واسطهء تلخى آب اين رودخانه آن را « آجى » مىنامند . ماهى زيادى در اين رودخانه صيد مىشود .