عصر ما تبريز حاكمنشين آذربايجان است در آبهاى آن اندك مزهء شورى هست . مدارس خوب دارد » . انتهى .
مؤلف گويد دار السلطنهء تبريز دار الملك مملكت آذربايجان و از بلاد معظمه و شهرهاى مشهور ايران است . بعضى مورخين قديم اسم پاىتخت آذربايجان را « كاضا » و برخى ديگر « كانضاك » و لقب آن را « شاهستان » نوشتهاند و اين هردو اسم در زبان عبرى به معنى محكم و در لغت ارامنه به معنى گنج است و چون سلاطين قديم ايران ذخاير اموال سلطنتى خود را از جواهر و زر و آلات حرب و غيره در پاىتخت آذربايجان محروس مىداشتهاند به اين اسم موسوم بوده و اين آن كاضائى نيست كه در تورات ذكر شده بلكه آن از شهرهاى بيت المقدس است كه صمصام كه اولين پهلوان جهان بوده در آن خرابيها نموده و مطلب از ما نحن فيه خارج است . پس از چندى دار الملك آذربايجان داوريژ ناميده شد و اين اسم به لغت اهل ارمنستان به معنى انتقام است و وجه تسميه اين كه اردوان پادشاه ايران كه از سلاطين ارشاكوئى يعنى اشكانيان و با خسرو كبير كه از پادشاهان ارامنه بود هم سلسله و بدين واسطه با هم كمال دوستى و اتحاد را داشتند . وقتى كه اردشير اول پادشاه ساسانيان كه ابتدا وزير اردوان بود با وزراى ديگر متفق شده و لشكر بسيارى جمع كرده يك سال با اردوان قتال و آخر الامر او را دستگير كرد و بكشت و خود بر سر پادشاهى نشست ، خسرو كبير بعد از استماع اين خبر نظر به مودتى كه با اردوان داشت براى كشيدن انتقام دوست حقيقى خود به مقاتلهء اردشير پرداخت و ده سال در ميان ايشان كارزار بود و اگرچه غالبا اردشير غالب بود ولى آخر كار پاى ثباتش از پيش رفته از مقابل لشكر خسرو فرار و خسرو تا خاك هند او را تعاقب نمود و در مراجعت در آذربايجان در سرحد اين مملكت و خاك ارمينيه در سال دويست و پنجاه و سهء مسيحى شهرى بنا كرده و داوريژ نام نهاد . يعنى اين است انتقام .
و اينكه صاحب تقويم البلدان گويد تبريز را عامه « توريز » گويند ظن نزديك به يقين است كه همان داوريژ به سبب قريب المخرج بودن دال و تاء ، تاوريژ و اندكاندك توريژ شده و چون اختلاط لغت عرب و عجم درجهء كمال يافت ژاى فارسى نيز زاى عربى شد و در دهن عامه « توريز » ماند و خواص چنانكه معمول است واو را قلب به ياء
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 549
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٥٤٩