دوزلو ، راسته كوچه ، سنجلان ، چهار منار . و مزارعى كه به شهر متصل است : قراملك ، لاكه ديزج ، خطيب ، حكمآباد ، ياريخ ، بيلان كوه ، كوچه باغ ، شنب غازان . دور آبادى شهر تبريز تقريبا شش فرسنگ است و در اطراف شهر باغات خوب وسيع باصفا به عمل آوردهاند و به قدر كفاف ، قنوات بسيار خوب دارد كه هر قناتى احداث تفرجگاهى نيكو نموده است .
شهر تبريز مشحون است به عمارات خوشمنظر و مساجد عاليه و مدارس رفيعه و مشاهد متبركه و حمامهاى پاكيزه و بازار و دكاكين و خانات وسيعه كه اكثرى دو طبقه يعنى تحتانى و فوقانى است و جبهخانه و قورخانه و قراولخانه و دو تلگرافخانه كه متصل به درب عمارت حكومتى مىباشند .
دورنماى شهر خاصه از طرف خلعتپوشان بسيار خوشنما و وضع و محاذاتى دارد كه نهايت باصفا و دلنشين است . در انتهاى آبادى ، رودخانهء سرخاب كه مشهور به آجى است جارى و پل عظيمى كه عبارت از هجده چشمه است بر روى آن ساختهاند و رودخانهء مهران رود كه آن را « ميدان چائى » نيز گويند از وسط شهر مىگذرد و در مواضع عديده براى عبور مردم ، روى اين رودخانه پل دو چشمه است و از جغرافى قديم چنين مستفاد مىشود كه دويست سال پيش از اين دو مريضخانهء معظم در اين شهر بوده .
خلاصه در تبريز دو قورخانه ساختهاند كه كمال خوبى و انتظام را دارد : يكى در بيرون شهر در سمت يانق كه در آن باروت « 1 » بسيار خوب اعلى به عمل مىآورند و عملهجات و قراول زياد دارد و يكى ديگر در ميان شهر و در ارك واقع است كه آتشبازى و گلوله و ساچمه و عراده و كيسهء توپ و ساير ما يحتاج توپخانه در آن ساخته مىشود . جبهخانه هم متصل به ديوانخانهء اين شهر هست و از بازارى كه در آن از هر قبيل ارباب صنايع و استادان قابل جمع و به ساختن اسباب و اسلحهء نظامى و آلات و ادوات جنگ مشغولند درى به اين جبهخانه باز مىشود . توپخانهء موسعى هم در جنب ديوانخانه ساختهاند و زياده از سى باب قراولخانه در داخل و خارج شهر بنا كردهاند و از افواج ساخلوى در تبريز هميشه از روى ترتيب نوبه دو فوج در قراولخانهها و قورخانه و جبهخانه و نيز براى مشق كردن در ميدان شهر حاضر هستند و وضع اين قراولخانهها
هامش
( 1 ) - متن : « باروط » .