تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
سرد و صحرا به‌طرف جنوب مايل به مغرب به يك فرسنگى شهر افتاده و ديه‌هاى آن با باغات شهر متصل است و اكثر باغستان آن مواضع به‌هم پيوسته چنان‌كه فرق نتوان كرد كه از توابع كدام ديه است و ميوه‌هاى خوب دارد . و ناحيهء باويل رود كه در جنوب مغرب و بر چهار فرسنگى شهر افتاده و ولايتى سخت بانزهت است و در حقيقت ناسخ نسخهء سغد سمرقند و غوطهء دمشق و شعب بوان و مامشان رود همدان است و بيست و پنج پاره ديه دارد . و ناحيهء ارونق بر غرب شهر است و آغازش از سه فرسنگى شهر تا پانزده فرسنگى و عرضش تا پنج فرسنگ باشد . و حاصل نيكو دارد و از غله و انگور و ميوه مدار تبريز به ارتفاعات آنجا باشد و سى پاره ديه است اكثرش معظم كه هريك قصبه‌اى است چون سيس و نيست و شبستر و كوزه‌كنان و دايغان و صوفيان و غيره . و ناحيهء رودقات در پس كوه سرخاب در شمال بر يك فرسنگى تا چهار فرسنگ از شهر است و غله‌اش باريع و ده من آرد آنجا شانزده من نان كند و قريب چهل پاره ديه است . و ناحيهء خانيم رود ( خانم رود ) « 25 » و ناحيهء بدوستان بر شمال شهر است ، خلف رود قات ، سى پاره ديه است . حقوق ديوانى اين نواحى كه به وقف خاص غازانى تعلق دارد صد و هشتاد و پنج هزار دينار مقررى دارد و تمام حقوق ولايت بيست و هفت تومان و نيم باشد و با تمغاى شهر صد و پانزده تومان مىشود . و از تبريز تا ديگر ولايات آذربايجان مسافت بر اين موجب است : تا اوجان هشت فرسخ ، تا اردبيل سى فرسخ ، تا اشنويه بيست فرسخ ، تا اروميه بيست و چهار فرسخ ، تا اهر چهارده فرسخ ، تا پيشگين « 26 » هجده فرسخ ، تا خوى بيست فرسخ ، تا سلماس هجده فرسخ ، تا سراب بيست فرسخ ، تا مراغه بيست فرسخ ، تا دهخوارقان به راه مراغه هشت فرسخ ، تا مزيد يازده فرسخ ، تا نخجوان بيست و چهار فرسخ » . انتهى . و نيز حمد الله مستوفى در ضمن احوال جبال گويد : « كوه سهند به آذربايجان و بلاد تبريز و مراغه و دهخوارقان و اوجان در حوالى آن است و دورش بيست و پنج فرسنگ بود و قله‌اش احيانا از برف خالى بود » . انتهى .
هامش
( 25 ) - متن : « خاتم رود » . ( 26 ) - امروزه مشكين گفته مىشود .