به اختيار منجم مذكور به طالع برج عقرب بنياد عمارت تبريز كرد و منجم مذكور مبالغه كرده است كه من بعد تبريز را از زلزله خرابى نخواهد بود و خطر سيل او را هست و تاكنون كه سيصد سال است حكم او راست آمده است و هرچه زلزله در اين شهر شده خرابى عظيمى رو نداده و سببش آنكه در اين زمين قنوات بسيار اخراج كردهاند و منافذ زمين گشوده لاجرم ابخره قوت قوى نمىتواند كرد و زلزلهء سخت اتفاق نمىافتد . دور باروى تبريز شش هزار گام بوده است و ده دروازه دارد .
و در عهد مغول چون اين شهر دار الملك شد خلايق در آنجا جمع شدند و در بيرون شهر عمارت كردند تا به مرتبهاى كه بر در هر دروازه زياده از شهر اصلى آبادانى شد . غازان خان آن را باروئى كشيد چنانكه تمامت باغات و عمارات حوالى و ديهها و وليان كوه و سنجاران داخل آن بارو بود .
و قبل از آنكه اين بارو تمام شود غازان خان درگذشت . دور باروى غازانى بيست و پنج هزار گام است و شش دروازه دارد در خارج باروى غازان خانى ، غازان خان در موضعى كه موسوم به شام است شهرچه ساخت جهت خوابگاه خود « 12 » و در آنجا عمارات عاليه بنا كرد كه در تمام ايران نظير آن يافت نمىشود . بر بالاى شهر ، وزير سعيد خواجه رشيد الدين به موضع وليان كوه داخل باروى غازانى شهرچهاى ديگر ساخته نام آن را « ربع رشيدى » كرد و در او عمارات فراوان عالى بنا كرد و پسرش وزير غياث الدين محمد رشيدى بر آن عمارات بسيار افزود و وزير خواجه تاج الدين على شاه جيلان تبريزى در خارج محلهء نارميان مسجد جامع بزرگى ساخته كه صحنش دويست و پنجاه گز در دويست گز است و صفهاى « 13 » بزرگ كه از ايوان « 14 » كسرى كه در مداين است بزرگتر بود در آن بنا نهاد . ولى چون در عمارتش تعجيل كردند استحكامى نيافته خراب شد و فرود آمد . و در آن مسجد انواع تكلفات به تقديم رسانيدند و سنگ مرمر بىقياس در آن به كار بردند و شرح آن را زمان « 15 » بسيار بايد و اكنون چندان عمارت عالى و خوب
هامش
( 12 ) - يعنى براى مقبرهء خود ( ا ع ) .
( 13 ) - متن : « صفحه » .
( 14 ) - متن : « كه از صفحهء ايوان » .
( 15 ) - متن : « شرح آن را درازمان بسيار بايد » .