تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
بنا كرده‌اند و بسيار محكم ساخته‌اند . طول اين شهر هفتاد و سه درجه و سدس درجه و عرض آن سى و هفت درجه و نيم است . در زمان متوكل ، روا دازدى پس از آن‌كه آذربايجان را مسخر كرد در تبريز قرار گرفت و آن‌وقت تبريز فقط يك قريه بود و خباء پسر رواد و ساير پسرهاى رواد در آن عمارت ساختند و باروئى دور او كشيدند و مردم با ايشان بدانجا آمده منزل گرفتند و از آن‌وقت رو به آبادى گذاشت . چند قسم پارچهء ابريشمى در اين شهر مىبافند كه آنها را عتابى « 8 » و سقلاطون و خطابى مىگويند و نيز اطلس و ساير منسوجات در اين شهر به عمل مىآورند كه حمل به بلاد شرقى و غربى مىنمايند . در سنهء ششصد و هجده هجرى لشكر مغول به آذربايجان تاخته اهل تبريز اموال زيادى به ايشان داده تا كار به صلح گذشت و از شر ايشان ايمن شدند . جماعتى از اهل علم منسوب به اين شهرند » . انتهى . حمد الله مستوفى گويد : « تبريز از اقليم چهارم است . شهرى اسلامى و موسوم به قبة الاسلام است و از بناهاى زبيده خاتون زوجهء هارون الرشيد و آن را در سال صد و هفتاد و پنج بساخت و بعد از شصت و نه سال در سال دويست و چهل و چهار در عهد متوكل عباسى زلزله آن را خراب كرد و خليفه آن را دوباره آباد نمود و بعد از صد و نود سال در چهاردهم صفر چهارصد و سى و چهار ، باز به كلى خراب شد . در [ مجمع الممالك ] « 9 » قاضى ركن الدين جوينى مسطور است كه در آن وقت ابو طاهر منجم شيرازى در آنجا بود و حكم كرد كه در فلان « 10 » شب آن شهر به زلزله خراب خواهد شد و حكام به الزام مردم را از شهر بيرون بردند كه تا در زير خاك هلاك نشوند و آن حكم راست آمد و در آن شب آن شهر به كلى خراب شد و تقريبا چهل هزار نفر در آن واقعه هلاك شدند . [ امير و هسودان ] ابن محمد پسر رواد « 11 » ازدى كه در آن وقت از جانب قائم خليفه حاكم آن ديار بود در سال چهارصد و سى و پنج
هامش
( 8 ) - خاراى مخطط را عتابى خوانند و عتاب نام شخصى است كه آن خارا منسوب به اوست ( برهان قاطع ) . ( 9 ) - نزهة القلوب : « مجمع ارباب الملك » . ( 10 ) - متن : « آن » . ( 11 ) - متن : « داود » .