انديشهء باطل افتاده در آن نواحى مصدر شرارت شده بود و نصر الله خان بهارلو با او يار آمده دم از خودسرى مىزدند . در اواخر سنهء ماضيه نواب مستطاب و الا معتمد الدوله حكمران فارس دفع اين شر را در مدنظر آورده عزم راسخ و تدبير صايب نواب معزى اليه موجب رفع اين غايله گرديد . توضيح آنكه قوام الملك را با جماعتى به تنبيه و تدمير فضلعلى و نصر إله خان و اتباع آنها مأمور نمودند . روز نوزدهم شهر ذيحجة الحرام قوام الملك از داراب حركت كرده به خسويه رفته در آنجا توقف نمود .
يوم بيستم از خسويه به اللهآباد رفت . اللهآباد مزرعهاى است خرابه و آبادى ندارد . قليل آب شورى دارد . روز بيست و يكم به كهرو رفته اين مزرعه هم آب شورى دارد و در يك فرسنگى قلعهء تبر واقع است .
خلاصه قبل از آنكه آن مخاذيل را به سزاى خود رسانند با مواعظ مشفقانه آنها را به راه راست و طريقهء اطاعت دعوت نمودند و فصلى در اين باب مبالغت كردند . آن بختبرگشتگان گوش خود را از استماع نصايح گرفته لابد مصمم تدمير آنها شدند . ولى سختى قلعه و وضع كوه ، منع سهولت تسخير آن مىنمود . پسر فضلعلى هم به جهت مهارت در حجارى و باروتكوبى و چخماقسازى و معمارى اسباب و شرايط حصانت آن محل را از هرجهت فراهم آورده باروت زيادى در آنجا حاضر كرده بودند . خلاصه بعد از مجادلات ، سپاه منصور خود را به كوه ده مرده و سنگ معروف به سنگر آقا باقر رسانده توپى كه همراه داشتند برهنه كرده بند بسته مثل چوب بالا كشيدند . كسى باور نمىكرد كه توپ از اين راه بالا برود . قبل از بردن توپ حضرات عرب به سركردگى فضلعلى خان پسر قوام الملك شب بيست و پنجم ذيحجه شش سنگرده مرده را تصرف كرده بودند و اگر جز اين بود توپ را نمىتوانستند به ده مرده برند . آب دل سياهان و آب رازيانه و آب انجيره و آب شور را نيز از تصرف آن روسياهان خارج نمودند و توپ را در ده مرده كه در محاذى قلعه بود برده جا دادند . فضلعلى خان پسر قوام الملك و مهديقلى خان ياور در سنگر آقا باقرى فرمانده و خود قوام الملك به سرده مرده آمده روز ششم محرم هزار و دويست و نود و چهار بناى شليك توپ را گذاردند و سنگر درب دروازه را به ضرب گلولهء توپ ويران كردند . سرباز قورت بيگلو كه پياده آمده بودند با تفنگچيان و غيره به فاصلهء چهار ساعت نايرهء حرب را
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 541
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٥٤١