شافعىاند و خود ولايت عبارت از پنج عمل است : اول : طارم عليا كه از توابع قلعه تاج بوده و قرب صد پاره ديه است . دويم : طارم سفلى از توابع قلعهء شميران و پنجاه پاره ديه است . سيم : هم به طارم سفلى از توابع قلعه فردوسى پاره ديه است . چهارم : نسار و بريدون « 4 » دو ديه معتبر و هشت ديه ديگر از توابع آن است . پنجم : دزآباد سفلى بيست و پنج پاره ديه است .
مؤلف گويد طارم اسم دو بلوك است : يكى موسوم به طارم عليا و ديگرى از بلوكات خمسه است و آن را طارم سفلى گويند و از صدر دولت ابد مدت سلسلهء جليلهء قاجاريه طارم از ولايات همجوار موضوع و حكومت مستقله شد و در زمان شاه شهيد سعيد و خاقان مغفور البسه الله حلل النور تا اواخر دولت شهريار مبرور اسكنه الله تعالى فى رياض السرور به اقطاع و تيول ميرزا محمد خان بيگلر بيگى دولو و پسرش « 5 » اللهيار خان آصف الدوله مقرر بود . در اول دولت شاهنشاه جمجاه اسلامپناه خلد الله ملكه و سلطانه به تيول ستر كبرى مرحومه مهد عليا طابت ثراها مقرر گشت و سپرده به نواب مستطاب و الا اعتضاد السلطنه عليقلى ميرزا وزير علوم و معادن بود . هم اكنون از جانب سنى الجوانب مقدس سپرده به نواب معظم اليه باشد .
بالجمله اين دو بلوك مشتمل بر پنجاه پارچه قريهء كوچك و بزرگ است و حدودش متصل به ولايت قزوين و گيلان و خمسه است و غالب اين بلوك كوهستان است و قراى معتبر آن : سيروان ، اركن ، تيارك ، كلج ، سياهپوش ، حصار ، التين كش است و رودخانهء قزل اوزن از مقابل اين قرى مىگذرد . گويند در ته اين رود گاهى طلا يافت شده و اسم قريه و رودخانه به تركى دلالت بر وجود طلا دارد . در قريهء اركن چهار كاج است كه بسيار باعظمت و بزرگ مىباشد . از نواب مستطاب و الا اعتضاد السلطنه شنيده
هامش
( 4 ) - متن : « سربدون » .
( 5 ) - ميرزا محمد خان بيگلربيگى همان كسى است كه پس از قتل آقا محمد خان ، تهران را حفظ كرد تا فتحعلى شاه از شيراز به تهران رسيد و شهر را به دو تحويل داد . در مقابل اين نيكو - خدمتى ، فتحعلى شاه او را بركشيد و گرامى داشت و يك دختر او را براى عباس ميرزا گرفت به نام آسيه خانم و يكى را هم براى خود گرفت به نام گوهر خانم . و يك دختر خود را به نام مريم خانم به اللهيار خان پسر محمد خان داد و يك دختر ديگر خود را به محمد قلى خان پسر اللهيار خان به نام مرصع خانم .