شد يكى از آنها كه اعظم است محيط تنهء درخت نه ذرع و با ارتفاع زيادى كه محققا معلوم نشده است مىباشد و آن سه ديگر قدرى با او تفاوت دارد . ميرزا طاهر ديباچهنگار « 6 » در سال يكهزار و دويست و شصت و هفت هجرى در خدمت نواب مستطاب و الا وزير علوم و معادن به طارم رفته قطعهاى در عجايب آن گفته است . اين دو شعر از آن قطعه است :
بود مانندهء سرو كشمر * چار كاجى كه به اركن ديديم
همچو پيوستن دجله به فرات * شاه رود و قزل اوزن ديديم
و قريهء كلج كه اهالى طارم « كله » گويند - و غالبا در اسماء پارسى در السنهء اهل اين زمان ، هاء به جيم مبدل مىشود - نزديك به اتصال اين دو رود است و بعد از اتصال موسوم به سفيدرود مىشود . مثل اينكه بعد از اتصال دجله به فرات در قرنه موسوم به شط العرب مىگردد . در قريهء سيروان معدن زاج سفيد هست كه به فارسى « زاك » و به يونانى « قلقديس » مىنامند و زاج الاكاسفه نيز از اين جنس است و اين غير زاج زاجكان قزوين مىباشد و زاجكان را نيز زاكان مىگويند و عبيد زاكانى شاعر معروف از زاكان قزوين است و آندو قريه است : زاكان عليا و زاكان سفلى و عبيد از زاكان عليا است و اكنون قلعهء خرابهاى در خارج آن قريه هست كه گويند محل توطن عبيد بوده و جمعى در آن قريه هستند كه گويند از اولاد عبيداند . ولى از شاعرى بهره ندارند . در دو قريهء ديگر - حسنآباد و مشكينآباد - نيز معدن زاج است و طارم معادن بسيار از قبيل مس و سرب و غيره دارد و طلق زياد به قدر صفحه نزديك كلج يافت مىشود كه ممكن است به درها و پنجرهها بگذارند و چندين جنگل و بيشه دارد . اهالى آنجا از طارم قصهها دارند : يكى آن كه شيزر - كه يكى از دهات طارم و تقابل دارد با علىآباد گيلان - و درهاى را كه ممتدا كشيده شده مىگويند درياچه بوده و در بالاى
هامش
( 6 ) - غرض از ميرزا طاهر ديباچه نگار همان ميرزا محمد طاهر اصفهانى است متخلص به « شعرى » . وى در نظم و نثر دستى توانا داشت و كتاب « گنج شايگان » از اوست در شرح حال و اشعار كسانى كه ميرزا آقا خان را مدح گفتهاند . اين كتاب كه خالى از تكلف و اغراق اغلاق نيست در 1273 منتشر شده و جلد دوم آن به مناسبت مرگ ميرزا طاهر كه در همان حدود درگذشت هرگز پرداخته نيامد .