تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
سبزوار به اللهيار خان نامى بليشى - كه اصل او از دشت قبچاق بود - تعلق گرفت و قلعهء سبزوار را او بنا كرد . مالياتى كه اللهيار خان از سبزوار مىگرفت دوازده هزار تومان نقد و بيست و چهار هزار خروار غله و هزار خروار پنبه و سيصد خروار ابريشم بود . چون قبل از جلوس ابد مأنوس شاهنشاهى - صان الله تعالى ملكه عن التناهى - فتنه‌اى در خراسان حادث شده و مورث اغتشاش آن صفحات گرديده بود ، از جمله در سبزوار محمد خان و امير اصلان خان و شاهزاده محمد يوسف هروى اهالى سبزوار را تحريك كرده و با خود متفق نموده دم ياغيگرى مىزدند پس از جلوس همايون بلافاصله نواب و الا حسام السلطنه مأمور نظم مملكت خراسان شده و سام خان ايلخانى كه چندى پيشتر محض تقديم خدمتى به اولياى دولت جاويد شوكت از دار الخلافه به صفحات خراسان رفته بود خبر توجه عساكر منصوره و نواب و الا حسام السلطنه را به سبزوار شنيده با ششصد سوار به خدمت شتافته ملحق به عساكر منصوره گرديده تقديم خدمات نمود و پس از چندى سبزوار را نواب معظم اليه مفتوح نمودند و عزم نيشابور كردند . و اين در سنهء هزار و دويست و شصت و شش بود . مؤلف گويد جمعيت حاليهء شهر سبزوار تخمينا پانزده هزار نفر و هزار و دويست خانه تقريبا و ده محله دارد و اين ايالت را هشت بلوك و زياده از صد قريه و مزرعه است : بلوك مزينان ، بلوك كاه ، بلوك باشتين ، بلوك قصبه ، بلوك تكاب لمغان كوه ، بلوك براكوه ، بلوك كراب ، بلوك طبس و حاصل املاك آن ابريشم و گندم و جو و فواكه است . اما خسرو - گرد كه به عقيدهء صاحب معجم البلدان و جمعى ديگر در قديم دار الملك بيهق بوده در يك فرسخى سبزوار به راه عراق واقع است و اينك دهى است معمور كه صد و پنجاه خانوار دارد و آثار خرابى كه در نيم فرسخى او پديدار است و منار بسيار مرتفعى كه در آنجا از قديم بنا كرده و طورى ساخته‌اند كه از بيرون منبت‌كارى و خاتم‌سازى به نظر مىآيد دليل است بر صحت قول كسانى كه آن را شهر و دار الملك قديم بيهق دانسته‌اند . خلاصه در فصل زراعت ، شخص در اطراف سبزوار هرقدر نگاه كند سبزه و خرمى و طراوت است . ارك سبزوار در طرف شمال شهر واقع در بالاى تلى دور شهر هم حصارى است و خندقى دارد و اگرچه اين خندق