تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
كوه علامتى است كه ريسمان لنگر كشتى به او بسته مىشده . ولى ظاهرا اين قصه و ساير قصص ايشان افسانه و بىمأخذ باشد . از قرارى كه در تاريخ گيلان مسطور است : « در سنهء هشتصد و نود و پنج هجرى يعقوب بيك « 7 » كه پادشاهى جوان و عادل بود درگذشت و امير اسحاق « 8 » به طمع حكومت طارم و فتح قلعهء شميران افتاد و به بهانهء شكار رحمت‌آباد از ميرزا على « 9 » كه سلطنت گيلان را داشته رخصت طلبيده روانه شد . خبر فوت يعقوب كه به سمع ميرزا على رسيد كاركيا محمد را - كه سپهسالار لاهيجان بود « 10 » - طلبيده به او گفت قلعه را كه وقتهاست تسخير آن در نظر است امير اسحاق به بهانهء گشت و شكار به خيال تسخير آنجا رفته است . آنچه به خاطر من خطور كرده اين است كه به رحمت‌آباد روى و به امير اسحاق ملحق شوى و بگوئى كه مودت و محبت نه بدان مرتبه است كه شايبهء اختلاف در او باشد . چون جلگهء رحمت‌آباد را مزين فرموديد و از جانبين فرقى متصور نيست ، لوازم خدمت به عهدهء من كرده‌اند و از آنجا معتمدى به اهالى قلعه فرستى و آنها را به دولت من اميدوار گردانى . كاركيا محمد در لاكهء رحمت‌آباد به امير اسحاق پيوست و به تمهيد مقدمات معذرت قيام نمود و محمد قطب الدين را نزد اهالى قلعهء شميران مثل محمودى طارمى و اوجى بيك فرستاد . اهالى قلعه كليد قلعه را تسليم وى نمودند . محمد قطب الدين صورت حال را به كاركيا محمد نوشت و او به ميرزا على اطلاع داده متوجه قلعه شد و اهالى آنجا را به اشفاق ميرزا على مطمئن نموده قلعه را نظم
هامش
( 7 ) - ظاهرا منظور يعقوب بيك آق‌قوينلوست پسر اوزون حسن كه مرگش در 896 روى داد . ( 8 ) - امير اسحاق فومنى . ( 9 ) - ميرزا على از سلسلهء كاركيايان گيلان . ( 10 ) - ناحيهء گيلان به دو قسمت مىشد : مناطق سمت راست قزل اوزون و مناطق سمت چپ . قسمت سمت راست را « بيه پيش » مىگفتند و مركز آن لاهيجان بود و قسمت سمت چپ را « بيه پس » مىناميدند و مركزش رشت بود . امير اسحاق حكمران بيه‌پس بود و سيد على كاركيا حاكم بيه‌پيش . ر ك تاريخ گيلان و ديلمستان از سيد ظهير الدين مرعشى ( بنياد فرهنگ ، 1347 ) و تاريخ گيلان از ملا عبد الفتاح فومنى ( بنياد فرهنگ ، 1349 ) و ولايت دار المرز ايران از ه . ل رابينو ترجمهء جعفر خمامىزاده ( كتابفروشى طاعتى رشت ، 1357 ) .